آرشيو موضوعات

آرشيو برچسب‌ها

امار و اطلاعات

 
No Image
ده پیام زهرا (س) به زنان و مردان دنیا پيوند ثابت


:1-خلقت زهراء(س):بر اساس روایات اسلامی وقتی خداوند قدیر به پیامبرش(ص) می فرماید:«لولاک ما خلقت الافلاک» اگر به خاطر تو نبود آسمانها را خلق نمی کردم ومی افزاید: وخلقت تو بخاطر علی (ع) است و خلقت او برای فاطمه است(س) زنان مسلمان باید به خود ببالند که در فرهنگ اسلامی یک زن فلسفه آفرینش را به خود اختصاص داده و مردان ما باید به چنین اسلامی افتخار کنند. زنان ما باید چنین زنی را الگوی خود قرار دهند که سرور زنان عالم است و مردان ما باید یک عمر در طلب شفاعت او دعا کنند. 

2- ولادت زهرا(س): دختر رسولخدا (ص) زمانی پا به عرصه گیتی گذاشت که زنان جرأت نداشتندخبر تولد دخترکان خود را به شوهرانشان بدهند و مردان دختردار شده، روی رفتن در ملاعام را نداشتند.پدرمجبور بودبرای رفع شرمندگی ، پاره های تن خود را زنده زنده به خاک بسپارد تا بتواند سرش را بالا بگیرد. زهرا آمد اما نه مادرش خجل زده بود نه پدرش شرمسار، بلکه هر دو خوشحال و شکرگزار.درحالیکه دربرابر خود با کفار و مشرکینی مواجه بودند که به خاطر ابلاغ رسالت الهی، آنها را طرد کرده بودند. با تولد یگانه دختر نبی مکرم اسلام (ص) خداوند علیم، تفکر جاهلینی که پسر را بر دختر رجحان می دادند و دختر داران را ابتر و بدون نسل می دانستند، باطل کرد و فرمود:« انا اعطیناک الکوثر». 

3- کودکی زهراء (س): زهرا کودک بود که مادر عزیزش را از دست داد اما هرگز فقدان ماد را بهانه ای برای فشار روانی بر پدر، طرد نامادری، وسیله ای برای انزوا و کج خلقی قرار نداد. زهرا یتیمه شد اما به همه دختران و پسرانی که فقدان پدرئ مادر خود را بهانه ای برای رفتارهای ناشایست و توجیهی بر خمودگی و روان پریشی خود می دانند، عملاً پیام داد که چنین طرز تلقی و ساده اندیشی باطل و مردود است. 

4- نوجوانی زهراء(س): فاطمه دختر بود اما چنان در کارهای خانه و بیرون منزل کنار پدر قرار داشت که مدال افتخار «ام ابیها» را از طرف رسول خدا(ص) دریافت کرد. وقتی پیامبر خدا(ص) به خاطر عدم پذیرش دعوتش به اسلام از مردم رنجور می گشت، دلش می سوخت و رویش زخمی می شد. این فاطمه بود که غمها ز دل پدر بر می داشت و خون از رخش بر می گرفت. 

5- ازدواج زهراء(س)؛ در شرایطی که تفکر مسیحیت به رغم تسلط بر غالب کشورهای غربی و داعیه دار تمدن بشری، بر این باور است که اگر انسان ازدواج کند دیگر از نظر معنوی رشد نمی کند و توجه به این غریزه آدمی را مغایر با تکامل و تعالی انسان می دانند، دین مبین اسلام، تکمیل دین را در گرو پاسخ به نیازهای مادی انسان دانسته و ازدواج را موجب تضمین معنویت می شمارد. حضرت صدیقه طاهره(س) در سنین پایین ازدواج کرد تا علاوه بر رد عملی این توهم بشر غربی، به همه زنان امروز بگوید که نه تنها ازدواج با معنویت خواهی مغایرتی ندارد بلکه تاخیر در این امر مهم نیز جایز نیست. این پیام سرور زنان عالم است که کسی را یارای رقابت با او در عرصه معنویت و عصمت را ندارد. 

6- همسر داری زهراء (س)؛ وقتی انسیه حوراء با علی ابن ابیطالب (ع) ازدواج کرد خواستگاران زیادی داشت اما پیامبر خدا(ص) امر ازدواج دخترش را به خدا واگذار می کرد تا روزی که جبرئیل خبر امر الهی مبنی بر ازدواج زهرا و علی(ع) را آورد. هشت سال زندگی آن دو در مقیاس سایر افراد، اندک است اما برای اثبات لیاقت آن دو برای یکدیگر مدت زیادی است. علی (ع) به عنوان شوهر ثابت کرد که اگر او نبود زهراء(س) همسر و کفوی نداشت چرا که او فقط می دانست شأن و مقام فاطمه چیست؟ و این پیامی است برای دختران امروز ما که باید بدنبال همسر واقعی «کفو» خود باشند و این به داشتن مال و منصب نیست بلکه به درک و شعور است تا همدیگر را بفهمند و بدانند برای چه زندگی می کنند. 

زهرا هم به عنوان همسر به اثبات رساند که نه دخت نبوت و نه مقام عصمت، نه علم زهراء و نه بی همتایی اش در بین زنان، هرگز موجب فخر فروشی و غرور نشد، هرگز امر شوهرش را به هر بهانه ای رد نکرد. هرگز چیزی نخواست که شوهر شرمنده شود و اینکه هرگز طمعی به بیت المال نکرد؛ چه آن روز که پدرش شخص اول مدینه بود و چه روزی که شوهرش امیرمومنان بود و خلیفه. این پیام زهرا(س) به همه آقا زاده ها و خانم زاده هایی است که بدنبال زیاده خواهی هستند. 

7- خانه داری زهراء(س)؛ زهرا ساده زیست بود و از همان زندگی ساده انفاق می کرد . زهرا گاهی برای خوردن چیزی نداشت اما وقتی موفق به تهیه قرص نانی می شد همان را می بخشید. زهرا درخواستی از علی نداشت و هرگز فهرستی از آنچه نیاز داشت تهیه نکرد. زهرا در اثر کارهای زیاد خانه، بسیار خسته می شد و گاهی از دستانش خون می چکید اما هرگز شکایتی نداشت. زهرا در حالیکه مستحق ترین افراد به استفاده از تمتعات دنیا بود اما هرگز دنیا گرا و دنیا طلب نشد و از نگاه او دنیا وسیله ای بود برای سعادت اخری. 

این پیام بتول عذراست به همه زنان امروز که مقصد را فراموش کرده و خود به مثابه کالایی در میان زیبایی های دنیوی گم شده اند و هر روز تلاش می کنند تا بیشتر از مقام معنوی خود فاصله گرفته و به اشیاء و کالاهای مادی بدل شوند. 

8- ولایتمداری زهرا(ص)؛ راضیه ی مرضیه در روزهای سخت پس از پدر، روزهایی که همیشه چشمانش اشکبار بود درس ولایت پذیری و دفاع از ولایت را به همه ابناء بشر آموخت. شاید اینکه زهرا نمی خواست بعد از رحلت پدر بزرگوارش زنده بماند این بود که نمی خواست مظلومیت ولایت را ببیند. البته برای هر زنی سخت است که شوهرش را دست بسته و تحقیر کنند، قدرش نشناسند و حقش ضایع کنند، اما اگر زهرا مرگش را از خدا طلب می کرد قریب به یقین علتش را باید در بی تابی او در ماجراهای غصب حکومت و ظلم ولایت می داند. زهرا تکلیفش را در دفاع از ولایت می دانست و تا آنجا که توانست دفاع کرد اما افاقه نمی کرد وساطت او و سخنانش بر گوش های مهر خورده. 

9- وصایای زهراء (س)؛ زهرا به عنوان یک مادر شهید هرگز اجازه نداد خون فرزندش پایمال شود. او وصیت کرد عاملین شهادت «محسن(ع)» حق ندارند در تشیع جنازه اش حضور یابند و حتی قبرش را از آنها پنهان کرد تا کسانی که خون مسلمانی را می ریزند و به خاندان رسول خدا(ص) اهانت می کنند و ولایت را طرد می کنند، فرصت عذر خواهی و توبه نداشته باشند. 

زهرای زکیه به ما آموخت که به همان اندازه که تولی و حب اهل بیت ارزشمند است تبری و بیزاری از دشمنان اهل بیت نیز هم قداست دارد و ضرورت. 

10- شهادت زهراء(س)؛ مادر مظلوم ائمه اطهار روی در نقاب خاک کشید در حالی که سهمش از دنیا یک پهلوی شکسته بود و یک بازوی ورم کرده با رخی نیلی. او حتی برای خود از این دنیا مرقدی هم نخواست تا به همه دوستان و شیعیانش نشان دهد که گل سرسبد عالم خلقت، چیزی از دنیا با خویش نبرد. چرا که او نگاهش به دنیا به معنای واقعی «مزرعه آخرت» بود او از دیار فانی هیچ نخواست تا همه چیز را در دیار باقی، از آن خود کند. نگاه زهرا به دنیا ابزاری بود و چه خوب بهره گرفت از آن زهراء (س). در این دنیا «نگاه زهرایی به دنیا» رمز و کلید مشکلات امروز همه انسانهاست. مشکلاتی که اگر حل نشود فردای ناخوشایندی در پی خواهد داشت. فردایی که ابدی است و برای فرار از مشکلات راهی نیست. نگاهمان را زهرایی کنیم تا از شفاعت حضرتش بهره مند شویم
برچسب‌ها: حضرت زهرا, حضرت فاطمه, پیام, زنان, مردان

نوشته: واعظ حقوقی در: شنبه 1391/02/23 |

 
چهل حديث درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها) پيوند ثابت
فضایل،مناقب و کرامات حضرت زهرا (سلام الله علیها)

چهل حديث درباره حضرت زهرا(سلام الله علیها)
رحیم شمیم


ارزش شناخت فاطمه(سلام الله علیها)
1. امام صادق(علیه السلام) می فرمايند: «... فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ الْقَدْر؛ (1) هر كس به شناخت‏ حقيقى فاطمه(سلام الله علیها) دست‏ يابد، بى‏گمان شب قدر را درك كرده است.»

آثار محبت‏ به فاطمه(سلام الله علیها)
2. پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) می فرمايند: «مَنْ أَحَبَّ فَاطِمَةَ ابْنَتِي فَهُوَ فِي الْجَنَّةِ مَعِي وَ مَنْ أَبْغَضَهَا فَهُوَ فِي النَّار؛ (2) هر كس فاطمه(سلام الله علیها) دخترم را دوست‏بدارد، در بهشت ‏با من است، و هر كس با او دشمنى ورزد، در آتش [دوزخ] است.»

اطاعت از فاطمه(سلام الله علیها)
3. امام باقر(علیه السلام) می فرمايند:
«... و لقد كانت(سلام الله علیها) مفروضة الطاعة على جميع من خلق الله من الجن والانس والطير والوحش والانبياء والملائكة... ؛ (3) اطاعت از فاطمه(سلام الله علیها) بر تمامى آفريدگان خدا از جن و آدميان و پرندگان و وحوش و پيامبران و فرشتگان واجب است.»


برچسب‌ها: چهل, حدیث, حضرت زهرا, حضرت فاطمه, فضائل
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: شنبه 1391/02/23 |

 
متن كامل خطبه حضرت زهرا پس از غضب فدك(خطبه فدك) پيوند ثابت
مقدمه

عبدالله بن حسن از پدرانش (علیهم السلام) روایت کرده: هنگامی که ابوبکر تصمیم گرفت فدک را از حضرت زهرا علیهاسلام بگیرد، چون این خبر به آن حضرت رسید مقنعه‏اش را بر سر انداخته پیراهن بلند خود را بر تن کرد و به همراه گروهی از کنیزان و زنان خویشاوند خود، در حالی که چادر بلندش به زمین کشیده می‏شد و راه رفتنش چیزی از راه رفتن رسول خدا کم نمی آورد و کاملا شبیه آن حضرت بود، از خانه بیرون آمده، به مسجد وارد شد.


برچسب‌ها: حضرت زهرا, خطبه, ترجمه, فدک
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: سه شنبه 1391/02/19 |

 
دفاع آیت الله میرزا جواد تبریزى از مظلومیت حضرت‌ز هرا (سلام الله علیها) پيوند ثابت

SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز :
 
به گزارش «شیعه نیوز»، فرزند فقیه مقدّس، میرزاى تبریزى قدس سره مى گوید: یک روز عدّه اى از فضلا خواهان ملاقات با آقا شدند، آقا فرمودند: عصر تشریف بیاورید! بعد از اینکه به محضر آقا رسیدند در مورد بعضى از تشکیکات در مذهب با ایشان سخن گفتند، در این حال وضعیت آقا دگرگون شد به طورى که بسیار متأثر گردیدند. مرحوم میرزا قدس سره خطاب به فرزند خود فرمودند: »این طلبه ها مى گویند که شخص کذایى در بیروت، فلان حرف ها را در حق حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) زده و در قضیه ى هجوم، تشکیکاتى راه انداخته است. بپرس و ببین قضیه چیست، چرا این حرف ها را زده و چطور جرأت کرده است؟ مگر کسى نیست که جلوى این ها را بگیرد؟« مرحوم میرزا قدس سره به حدّى ناراحت شدند که سخت بیمار شدند و بعد از بررسى و فرستادن فاضل محترم حجت الاسلام شیخ مالک وهبه) حفظه اللَّه (براى نصیحت آن شخص، دیدند که فایده نمى کند، بنابراین ابتدا استفتایى را نوشته، آن گاه در درس خارج فقه خطبه ى آتشینى را ایراد کردند به طورى که حوزه یکپارچه تحت تأثیر قرار گرفت.

ایشان بعد از درس فقه بلافاصله فرمودند:

حال که سخن به اینجا رسید، باید درباره ى موضوعى صحبت کنم که امروزه مورد ابتلاء است. بعضى گمان مى کنند و بعضى هم تعمّد دارند که این تصوّر را ایجاد کنند که همراهى و مماشات با اهل سنّت) که مسلمانند و باید حقوق و اموالشان محترم شمرده شود (به معناى دست برداشتن از اعتقادات شیعه است.

از این رو برخى جاهلانه و بعضى عامدانه و باقصد تحریف عقاید شیعه و گمراه کردن دیگران دست به کار شدند. این اعتقادات، عقایدى است که اصحاب ائمه (علیهم السلام) متحمّل زحماتى شدند ونیز علماى بزرگ، سختى هاى زیادى را در طول زمان براى حفظ این اعتقادات تحمّل کردند. این عقاید، اساس تشیّع است واین گونه افراد منحرف، در صدد انحراف جوانانى هستند که در مورد حقایق مسایل دینى و تاریخ اسلام جستجویى نکرده اند و اطلاعى ندارند و از مبانى و پایه هایى که این مطالب و عقاید حقّه ى مذهب بر آن ها استوار است نیز شناختى ندارند.

این گمراه کنندگان سخنانى مى گویند که جوانان بى اطلاع آن را بپذیرند. به جاى اینکه حقایقى را بیان کنند تا جوانان شیعه آن ها را یاد بگیرند، القاى شبهه مى کنند!

روش ترویج مذهب شیعه بر پایه ى بیان حقایق استوار بوده است و در هر فرصت مناسبى با زبان نرم و با بهترین روش انجام شده است. قضیه ى تشیّع و آنچه را شیعه مى گوید کاملاً واضح است.
رسول خداصلى الله علیه وآله) به اتفاق شیعه و سنّى (فرمود:
»إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی فَإِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض؛ (۳۴) یعنى من دو چیز گرانبها و سنگین را در میان شما به یادگار مى گذارم، قرآن و عترتم (علیهم السلام) که این دو هیچ گاه جدا نخواهند شد تا در روز قیامت کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.«
یکى از ادله ى قاطع شیعه که در آن هیچ خدشه اى نیست و اگر کسى بصیرتى داشته باشد، امکان جهل و نادیده گرفتن آن راندارد، همان چیزى است که مربوط به صدیقه ى شهیده، حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) است) هجوم به خانه ى حضرت علیها السلام) . آن حضرت (علیها السلام) مقام و منزلت رفیعى نزد خدا دارد. مرحوم کلینى (رحمه الله) در »کافى« به سند صحیح نقل مى کند که حضرت امام صادق (علیه السلام) فرمودند: »… وَ کَانَ جَبْرَئِیلُ (علیه السلام) یَأْتِیهَا فَیُحْسِنُ عَزَاءَهَا عَلَى أَبِیهَا وَ یُطَیِّبُ نَفْسَهَا وَ یُخْبِرُهَا عَنْ أَبِیهَا وَ مَکَانِهِ وَ یُخْبِرُهَا بِمَا یَکُونُ بَعْدَهَا فِی ذُرِّیَّتِهَا وَ کَانَ عَلِیّ (علیه السلام) یَکْتُبُ ذَلِک…؛ (۳۵) جبرئیل بعد از رسول خداصلى الله علیه وآله بر فاطمه (علیها السلام) نازل مى شد و با او درباره ى حوادثى که بر ذرّیه ى آن حضرت وارد خواهد شد، سخن مى گفت و امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) آن سخنان را مى نوشت. رسول خداصلى الله علیه وآله سفارشات زیادى در مورد دخترش فرمود، این دختر عزیز بعد از ۷۵ یا ۹۵ روز، بعد از رحلت پدرش به شهادت رسید، حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام) در شب، غسلش دادند و سپس در همان شب دفنش نمودند. به راستى چرا چنین شد؟

آیه مودّت است که خداوند فرمود: »قُل لاَ أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى« (۳۶) اکثر علماء اهل سنّت معترفند که منظور این آیه اهل بیت پیامبرصلى الله علیه وآله است. از جمله: حاکم در مستدرک، ج ۳، ص ۱۷۲؛ هیثمى در مجمع الزوائد، ج ۷، ص ۱۰۳و ج ۹، ص ۱۶۸؛ عمدة القارى، ج ۱۶، ص ۷۱؛ تثبیت الامامة، ص ۲۸؛ المعجم الکبیر، ج ۳، ص ۴۷ و… .

به طور حتم، قدر متیقن آن فاطمه ى زهرا (علیها السلام) است، پس چه شد که آن حضرت را شبانه دفن کردند و قبرش مخفى است؟) صداى گریه ى فضلا و طلّاب به حدّى بود که صدا در گنبد مسجد اعظم مى پیچید) .

این حادثه، نشانه و حجتى است برهمه که بر اساس حکمت انجام شد.
آن مظلومه، چنین وصیّت کرد) مرا شبانه دفن کنید و قبر مرا به کسى اعلام ننمایید (و مولى الموالى، امیر المؤمنین على (علیه السلام) به آن وصیّت عمل کرد »أَوْصَتْ فَاطِمَةُ أَنْ لَا یَعْلَمَ إِذَا مَاتَتْ أَبُو بَکْرٍ وَ لَا عُمَرُ وَ لَا یُصَلِّیَا عَلَیْهَا قَالَ فَدَفَنَهَا عَلِیّ (علیه السلام) لَیْلاً وَ لَمْ یُعْلِمْهُمَا بِذَلِک.« (۳۷) آنگاه که امیرمؤمنان فاطمه، آن بضعه ى اشرف کائنات را در شب با چشمى گریان و غمى گران دفن نمود، قَامَ عَلَى شَفِیرِ الْقَبْرِ وَ ذَلِکَ فِی جَوْفِ اللَّیْلِ لِأَنَّهُ کَانَ دَفَنَهَا لَیْلاً ثُمَّ أَنْشَأَ یَقُولُ:
لِکُلِّ اجْتِمَاعٍ مِنْ خَلِیلَیْنِ فُرْقَةٌ
وَ کُلُّ الَّذِی دُونَ الْمَمَاتِ قَلِیلٌ
وَ إِنَّ افْتِقَادِی واحد) وَاحِداً (بَعْدَ وَاحِدٍ
دَلِیلٌ عَلَى أَنْ لَا یَدُومَ خَلِیلٌ
سَیُعْرَضُ عَنْ ذِکْرِی وَ تُنْسَى مَوَدَّتِی وَ
یَحْدُثُ بَعْدِی لِلْخَلِیلِ خَلِیل
و این کار به دلیل اقامه ى حجت بر نسل هاى آینده بود تا در این باره فکر کنند که چرا قبر آن حضرت (علیها السلام) مخفى است؟!
مرحوم کلینى (رحمه الله) فقط با سه واسطه از امام هفتم موسى بن جعفر (علیه السلام) به روایت صحیحه روایت مى کند به این ترتیب که از محمد بن یحیى العطّار از عمرکى بن على البوفکى از على بن جعفر برادر امام (علیه السلام) از امام موسى بن جعفر (علیه السلام) روایت مى کند که امام (علیه السلام) فرمود: »إِنَّ فَاطِمَةَ (علیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«. (۳۸)
حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) در مواطن مختلف از حقانیت خود دفاع مى کرد تا مقام على بن ابى طالب (علیه السلام) را بیان فرماید: »همسرم جهاد کرد و خدمات بزرگى را تقدیم اسلام نمود« و حق با اوست.

فاطمه علیها السلام، صدیقه ى شهیده است؛ یعنى هم راستگوست و در آنچه مى گوید شک و شبهه اى نیست و هم شهیده ى راه حق است که در ادامه سخنان عرض خواهم کرد.
روایتى را که مرحوم کلینى (رحمه الله) در همین صفحه در حدیث ۳ آورده است ملاحظه کنید که در آن آمده است: مولانا امیرالمؤمنین (علیه السلام) هنگام دفن فاطمه ى زهرا (علیها السلام) صورت خود را به سمت قبر رسول خداصلى الله علیه وآله نموده و عرضه داشت: »َ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی«؛ یعنى صبر و طاقتم در این مصیبت کم شده است.
على بن ابى طالب (علیه السلام) که در جنگ ها و صحنه هاى مختلف بیست و پنج سال صبر کرد، اما در فقدان فاطمه (علیها السلام) مى گوید: »َ قَلَّ یَا رَسُولَ اللَّهِ عَنْ صَفِیَّتِکَ صَبْرِی… وَ سَتُنْبِئُکَ ابْنَتُکَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِکَ عَلَى هَضْمِهَا«.

خوب به آنچه مى گویم توجّه کنید: »هضم« را به »ظلم« تفسیر کرده اند در حالى که هضم در اصل به معناى نقص است؛ یعنى وقتى چیزى را از کسى مى گیرند، این کار نسبت به او ظلم است، و گاهى هم نقص بر حق کسى مى شود مانند »غصب فدک«. در این روایات، هضم، نقص بر خود آن حضرت است) هضمها (نه هضم و نقص حق! وقتى این جمله را ضمیمه کنیم به فرموده ى فرزندش موسى بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: »إِنَّ (فَاطِمَةَعلیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«، نتیجه چه خواهد بود؟! یعنى فاطمه ى زهرا (علیها السلام) را شهید کردند و بر او نقصى وارد کردند و آن نقص موجب شهادت آن حضرت شد.

اما) با این دلایل واضح (اشخاصى که بعضى از آن ها معمّم هستند و منتسب به سادات مى باشند (۳۹) ، پیدا شده اند و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) را انکار مى کنند؛ یعنى انکار قول امام موسى بن جعفر (علیه السلام) که فرمود: »إِنَّ (فَاطِمَةَعلیها السلام) صِدِّیقَةٌ شَهِیدَة«، آگاه و هشیار باشید و دیگران را هم بیدار کنید!
من شنیده ام) و امیدوارم این گونه نباشد (که عدّه اى در این حوزه ى علمیه مى خواهند مجلسى به نام شهید بزرگوار حاج آقا مصطفى خمینى (رحمه الله) برگزار کنند و از این شخص گمراه و گمراه کننده دعوت کنند تا در این مجلس سخنرانى کند و از خدا مى خواهم که کار به این شکل نینجامد. این حوزه ى مقدّسه، رکن تشیّع است و مکلّف به حفظ تشیّع مى باشد و کسى در این حوزه، نباید با این افراد که گمراه و گمراه کننده اند، این گونه تعامل و ارتباط داشته باشد به طورى که مسایل پیش جوان هاى ما برعکس واقع جلوه کند و دلیل بر خوبى این اشخاص شود و بگویند که: »مثلاً این شخص به حوزه رفته است و در جلسه ى فرزند بنیانگذار جمهورى اسلامى ایران شرکت کرده و او را تجلیل و احترام کردند؛ پس این آدم خوبى است. خیر! همه باید بدانند این شخص به ساحت مقدّس حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) جسارت کرده و باید از ورود او منع شود«.

متأسفانه مى خواهند این شهید بزرگوار) سید مصطفى خمینى (رحمه الله) (را پیراهن عثمان کنند در حالى که اوبه اسلام و شیعه خدمت کرده است. این ها مى خواهند مجلسى را به نام این شهید منعقد کنند و کنفرانس و همایشى را برپا نمایند تا امثال این اشخاص بیایند و حاضر شوند!
مى خواهم جمله اى را بگویم و خدا هم بر آنچه مى گویم شاهد است: »دل ما خون است، این ها عقاید جوانان را فاسد مى کنند. نامه هایى که از خارج به ما مى رسد، ما را متحیّر مى کند.
ترویج این گونه اشخاص جایز نیست و اشکال شرعى دارد، مگر اینکه این شخص برگردد و بگوید: »هرچه گفته ام اشتباه بوده است« و عیبى هم در این نیست؛ زیرا انسان معصوم نیست و اگر چنین کند برادر ما خواهد بود و شخصى محترم به حساب خواهد آمد ولکن تا توبه نکرده و دست از عقاید منحرف خود برندارد، جایى در نزد محبّین اهل بیت (علیهم السلام) نخواهد داشت.«
انسان باید با روشى تبلیغ کند که قرآن فرموده است »وَجَادِلْهُم بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ« (۴۰) و این روش و خطاب شامل کفّار هم مى شود چه رسد به برادران دینى ما و ما این کار را در حق این اشخاص انجام داده ایم.
اکثر این مخالفین، تحت تأثیر القائات غلط روحانیون خود قرار مى گیرند و اصلاً حق و باطل را نمى دانند و اکثر عوام جاهل قاصرند و براى نمونه عرض مى کنم که: من در زمان اقامت در عراق، براى تبلیغ، مسافرت هاى زیادى به شمال عراق داشتم که شیعه و سنّى در آنجا هستند. یک روز از یک سنّى مذهب پرسیدم: »مذهب تو چیست؟« گفت: »حنفى!« گفتم: »آیا نام ابوحنیفه در قرآن آمده است؟« گفت: »حتماً! باید اسمش در قرآن ذکر شده باشد و معقول نیست که نام او در قرآن نباشد!«

این اشخاص حقیقت امر را نمى دانند و دیگران به آن ها تلقین کرده اند و این ها هم تصدیق کرده اند و ما موظّفیم از مبانى حقّه دفاع کنیم، اگر هم با مخالفین مدارا مى شود، بدین معنا نیست که از عقایدمان دست برداریم و عقب نشینى کنیم!
اساس دین بر پایه ى تبلیغ استوار است و شماهم باید این مطالبى را که عرض کردم به دیگران برسانید و صدّیقه ى شهیده، حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) که شهادتش فرداست، اظهار حزن و عزا داشته باشید (۴۱) .

و مصیبت آن حضرت را یاد آور شوید، چون دوستان اهل بیت (علیهم السلام) این گونه اند که: »با حزن آن ها محزون مى شوند و با شادى آن ها شاد مى گردند.«
همان گونه که قبلاً از روایت کلینى (رحمه الله) ، نقل کردم امیر المؤمنین (علیه السلام) بعد از دفن فاطمه علیها السلام، رسول خداصلى الله علیه وآله را مخاطب قرار داد و عرض کرد: »فَاحْفِهَا السُّؤَالَ وَ اسْتَخْبِرْهَا الْحَال؛ یعنى او را سؤال پیچ کن و زیاد از او بپرس در مورد آنچه، امت تو با او کردند. چون دخترت مصایب زیادى را در دلش نگه داشت و کسى را در دنیا نداشت تا غصّه هایش را به او بگوید.« از این مطالب معلوم مى شود که بعضى مصایب را حتى براى امیرالمؤمنین على بن ابى طالب (علیه السلام) هم بازگو نکرد!( گریه ى حضار )
خدا را به عزّت و جلالش قسم مى دهم که ما و شما را هدایت کند.
این نعمت الهى است که درب هاى اهل بیت (علیهم السلام) بر ما باز است و اگر لطف و رحمت خدا نبود، ما هم از این هدایت بهره اى نمى بردیم.
بدانید اهل بیت (علیهم السلام) با تحمّل همه ى مصایب در دنیا اجرشان پیش خدا محفوظ است. اما آنچه این امت براى رسیدن به شفاعت رسول خداصلى الله علیه وآله و به خصوص صدیقه ى طاهره (علیها السلام) دل به آن بسته است، همین گریه ها و همین مجالس است و همه ى این ها اسباب شفاعت مى باشند.
وقتى روز قیامت حضرت فاطمه ى زهرا (علیها السلام) در حالى که به شما عزیزان اشاره مى کند، به خدا عرضه مى دارد: »این محبّ من، عمرى را بر اولاد من گریه کرده است« خدا حرف صدیقه ى شهیده (علیها السلام) را ردّ نمى کند و شفاعتش را بر نمى گرداند.
باید اسباب نعمت را مغتنم بشماریم تا از دستمان نرود و تاآخر عمر برایمان بماند، ان شاء اللَّه.
از خداى متعال مسئلت دارم که شما و همه ى مؤمنین را در عمل و تمسّک به اهل بیت (علیهم السلام) موفّق گرداند وهرکس را که قابل هدایت است، از این گونه افراد که به این طریق عمل مى کنند و گمراهند و شهادت حضرت زهرا (علیها السلام) را انکار مى کنند) چه عالمانه و چه از روى جهل (همه را هدایت بفرماید. اما عدّه اى که قابل هدایت نیستند، خداى متعال بهتر مى داند که صلاح آنان چیست که درباره ى آن ها انجام دهد. واللَّه العالم، والحمد للَّه رب العالمین.

منبع : سایت شفقنا به نقل از سیره عالمانه و پندهای حکیمانه استاد الفقهاء والمجتهدین آیت الله میرزا جواد تبریزی (ره) صفحه ۹۱

برچسب‌ها: حضرت زهرا, آیت الله تبریزی, دفاع, علماء
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: جمعه 1391/02/15 |

 
متن عربی وترجمه خطبه حضرت زهرا (س) در جمع زنان مهاجر و انصار پيوند ثابت

خطبتها عليهاالسلام في مرضها لنساء المهاجرين والانصار

قال سويد بن غفلة: لمّا مرضت فاطمة عليهاالسلام المرضة الّتي توفّيت فيها، دخلت عليها نساء المهاجرين و الانصار يعدنها، فقلن لها: كيف أصبحت من علّتك يا ابنة رسول‏ اللَّه؟

فحمدت اللَّه و صلّت على أبيها، ثم قالت:


خطبه آن حضرت در بيماريش براى زنان مهاجرين و انصار 

سويد بن غفله گويد: هنگامى كه حضرت فاطمه عليهاالسلام بيمار شد، به همان بيمارى كه در اثر آن از دنيا رفت، زنان مهاجرين و انصار به عيادت ايشان آمده و گفتند: اى دختر پيامبر خدا با اين بيمارى حالت چطور است؟
آن حضرت حمد و سپاس الهى را گفته و بر پدرش درود فرستاد و فرمود:


برچسب‌ها: حضرت زهرا, اخطبه, عربی
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: جمعه 1391/02/08 |

 
چرا قبر حضرت زهرا(س) تا حالا مخفى مانده است؟ پيوند ثابت

پرسش : چرا قبر حضرت زهرا(س) تا حالا مخفى مانده است؟ مگر حضرت علی(ع) را همین طور (مخفی) دفن نکردند؟ چرا قبر ایشان مخفى نماند؟

پاسخ: از کوششى که در پنهان داشتن این مزار به کار برده شد، معلوم مى شود که خانواده پیامبر(ص) در این باره، نگرانى هایی داشتند. حال این نگرانى‌ها براى چه بود، درست نمى دانیم. یک قسمت آن ممکن است به خاطر اجراى وصیت حضرت زهرا(س) باشد، زیرا آن حضرت نخواسته بود کسانى که از آنان ناخشنود بود، در تشییع جنازه، نماز و مراسم دفن او حاضر شوندو با این کار می خواست اعتراض و ناخشنودی خود را از آنان به همه اعلام نماید .
امّا آثار قبر را چرا از میان برده اند و یا چرا پس از به خاک سپردن او صورت هفت یا چهل قبر در گورستان بقیع و یا در خانه او ساخته اند؟ چرا این همه اصرار در پنهان داشتن مزار او به کار رفته است؟ نمی دانیم . اگر در سال چهلم هجرى فرزندان حضرت فاطمه(س)، قبر پدر خویش حضرت علی(ع) را از دیده مردم پنهان کردند، حضرت علی(ع) در این خصوص وصیّتى نکرده بود، بلکه از بى حرمتى مخالفان و خوارج مى ترسیدند، زیرا وضع مدینه در چهل روز یا حداکثر هشت ماه پس از مرگ پیامبر(ص) فرق مى کرد با وضع کوفه در سال چهلم هجرت. آن ها که بر سر مسائل سیاسى و احراز مقام با علی(ع) کشمکش داشتند، کسانى نبودند که در سال یازدهم هجرى در مدینه حاضر بودند، و آنان که در مدینه حاضر بودند، حساب حضرت علی(ع) را از فاطمه زهرا(س) جدا مى کردند و براى رعایت ظاهر هم که بود، به دختر پیامبر(ص) حرمت مى نهادند.
نیز این را نمى توانیم بپذیریم که مرور زمان یا فراموشى راویان، موجب معلوم نبودن قبر زهراى مرضیه(س)شده است، چرا که محلّ قبر دو خلیفه کنار قبر پیامبر(ص) معیّن است و قبر فرزند زهراى اطهر(امام حسن) را که در بقیع آرمیده است، مى توان روشن ساخت. پس موجب این مخفى کارى چیز دیگرى است؛ همان سببى که آن بانوى بزرگوار به زنان عیادت کننده فرمود: «دنیاى شما را دوست نمى دارم و از مردان شما بیزارم». او مى خواست دور از چشم حقّ ناشناسان به خاک رود و حتّى مزار او پنهان باشد.
پنهان داشتن قبر دختر پیامبر(ص)، ناخشنود بودن او را از ستمگران برای همیشه تاریخ نشان مى دهد . در واقع قبر مخفی زهرا (س) سند مظلومیت و ظلمی است که به خاندان پیامبر روا شد و فریاد اعتراض ایشان به غاصبان خلافت ، تا همیشه تاریخ است .
باشد تا فرزند برومند آن حضرت، امام زمان(عج) ظهور کند و انتقام مظلومیّت او و شوهر بزرگوارش امام علی(ع) را بگیرد.


برچسب‌ها: حضرت زهرا, قبر, مخفی بودن قبر, آیت الله مرعشی نجفی
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
چند روایت معتبر جهت اثبات مصائب حضرت زهرا (س) پيوند ثابت

طرفداران خليفه به سوى منزل اميرمؤمنان عليه‏السلام روى آوردند و بر آن خانه يورش بردند و با به آتش کشيدن درب خانه، آن حضرت را به زور از خانه‏اش بيرون آوردند، و سرور بانوان بهشت، فاطمه عليهاالسلام را ميان در و ديوار فشردند تا فرزندش محسن را سقط نمود...
به گزارش شیعه آنلاین، حضرت آیت الله سید «صادق روحانی» در پاسخ به درخواست عده ای از مومنین چند روایت معتبر را در جهت اثبات مصائب وارده بر حضرت زهرا سلام الله علیها بیان نموده اند که در ادامه می خوانیم:

بسم الله الرحمن الرحیم - الحمد لله رب العالمين و صلي الله علي سيدنا محمد و آله الطاهرين سيما بقية الله في الارضين و اللعن علي اعدائهم الي يوم الدين ..

کسى که مطالب تاريخ نگاران مسلمان و روايات رسيده در مورد رويدادهاى تلخ پس از رحلت پيامبر را پى‏گيرى کند، فکر نمى‏کنم در اين مورد دچار ترديد گردد. اينک به برخى از روایات معتبری که  در مورد مصائب وارده بر حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها آمده و مورد وثوق است اشاره  می کنیم:

اول اینکه: مرحوم «کلينى» به سند صحيح از امام کاظم در باب مولد فاطمه عليهاالسلام حديث دوّم، چنين آورده است: «إنَّ فاطمه صِدِّيْقَةٌ شَهِيدةٍ»؛ فاطمه عليهاالسلام صديقه شهيده است. و مرحوم مجلسى در «مرآة العقول» پس از توصيف خبر فوق به درستى و صحيح بودن، در شرح اصول کافى چنين مى‏نويسد: بى‏ترديد اين خبر دلالت بر اين دارد که فاطمه عليهاالسلام، شهيد راه حق است؛ و اين از اخبارِ متواتر است، و سبب آن هم اين است که پس از غصب خلافت و انحصار قدرت از سوى جريان سقيفه، قنفذ درب خانه فاطمه عليهاالسلام را چنان بر شکم آن بانوى بزرگ زد که پهلوى آن حضرت شکست و بر اثر آن، فرزندش را که پيامبر محسن ناميده بود، ناخواسته از دست داد و دستخوش بيمارى گرديد و سرانجام به شهادت رسيد.1

آن‏گاه مرحوم مجلسى به بيان رواياتى از علماى شيعه و اهل سنّت مى‏ پردازد که اين موضوع را تأييد مى‏کند. از آن جمله روايتى است طولانى از «سليم بن قيس هلالى» که فرازى از آن چنين است: فاطمه عليهاالسلام شهيد راه خداست، و سبب آن هم اين است که پس از غصب خلافت به وسيله جريان سقيفه، قنفذ برده عمر فاطمه عليهاالسلام را زد و به شدت هُل داد و در نتيجه آن جنايت، دنده‏اى از پهلوى آن حضرت شکست و بر اثر آن، جنين خود را افکند، و دستخوش بيمارى گرديد و به شهادت رسيد.2

دوم : و از جمله آن روايات بسيار، اين روايت طولانى است که مرحوم صدوق، از ابن‏عبّاس و او از پيامبر خدا صلى‏الله ‏عليه ‏و ‏آله آورده است که فرازى از آن چنين است: ... و هنگامى‏که فاطمه‏ ام را مى‏بينم، به‏ياد مى‏ آورم آن ظلم و بيدادى را که پس از رحلت من در حق او انجام مى‏ شود، گويى مى‏ نگرم که زور و ذلّت از سوى ظالمان بر خانه او وارد شده، حرمت او در هم‏ شکسته، حقوق او غصب گرديده، از ارث خود بازداشته شده، و پهلويش را مى‏ شکنند و فرزندش را به دنيا نيامده، مى‏کشند! و او نداى دادخواهى سر مى‏ دهد و مى‏گويد: وا محمّدا ! امّا کسى به دادخواهى و نداى مظلوميت او پاسخ مثبت نمى‏ دهد! و او از ظلم و شرارت استبداد پناه و دادرس مى‏ جويد، اما کسى به او پناه نمى‏دهد و دادش را از بيدادگران نمى‏ستاند.3

سوم: و نيز از آن جمله است، زيارتنامه فاطمه عليهاالسلام است که مرحوم سيّدبن طاووس در کتاب «اقبال الْأعمال» آن را آورده است، که فرازى از آن چنين است: وَ صَلِّ عَلىَ الْبَتُولِ الطّاهِرَة... تا مى‏ فرمايد: «الْمَغْصُوبِ حقُّها، و الْمَمْنُوعِ إرْثُها أَلْمَکْسُور ضِلْعُها... ؛4 ودرود بفرست بر فاطمه بتول، همان بانوى پاک و پاک‏ منش و پاک ‏روش...، همان بانويى که حقوق او غصب شد، و از ميراث پدرى بازداشته شد، و در فشار بيدادگران دنده‏اش شکست...

چهارم: اما روايات بيانگر برافروختن آتش بر درب خانه فاطمه عليهاالسلام، فشردن آن حضرت ميان در و ديوار، اسقاط جنين او - که ملازم با شکسته شدن دنده و پهلوى ایشان بوده - بسیار فراوان است. اين روايات را علماى شيعه و اهل سنّت آورده‏اند. در اين رابطه به کتاب مرحوم شيخ الطّائفه ابوجعفر طوسى در تلخيص شافى بنگريد که چنين مى‏نويسد: شيعه و علماى شيعه بر اين رويداد غمبار اتفاق نظر دارند که فاطمه عليهاالسلام، هدف بيداد «عمر» قرار گرفت و او چنان ظالمانه بر شکم دختر پيامبر صلى‏ الله‏ عليه‏ و‏ آله زد که جنين او را - که محسن ناميده شده بود - ساقط نمود و به شهادت رساند.

آرى، روايت بيانگر اين واقعت تلخ، و آوردن هيزم براى به آتش‏ کشيدن خانه فاطمه عليهاالسلام که گروهى از دوستداران اهل بيت در آن پناه گرفته بودند، در ميان رهروان مذهب اهل‏ بيت عليهم‏السلام مشهور و معروف است... تا مى‏ نويسد: البته ما اين روايت را از طريق علماى اهل سنّت از جمله «بلاذرى» آورديم، و روايات علماى شيعه در اين مورد بسيار است و هيچ اختلافى هم در ميان آنان در اين مورد نيست.5

مسعودى، مؤلف کتاب معروف «مروج الذّهب» در کتاب ديگر خودش، به نام «اثبات الوصيّة» چنين مى ‏نويسد: پس، طرفداران خليفه به سوى منزل اميرمؤمنان عليه‏السلام روى آوردند و بر آن خانه يورش بردند و با به آتش کشيدن درب خانه، آن حضرت را به زور از خانه‏اش بيرون آوردند، و سرور بانوان بهشت، فاطمه عليهاالسلام را ميان در و ديوار فشردند تا فرزندش محسن را سقط نمود... 6و7.

در پایان باید بگویم که: کسى که رنج و مظلوميت حضرت فاطمه عليها السلام و جنايت هاى تکاندهنده اى را که در حق ایشان روا شده را انکار کند، يا بايد حق ستيزباشد، يا ناآگاه و يا دچاراشتباه شده و مى پندارد که اعتراف به اين جنايت ها باعث تفرقه و پراکندگى ميان مسلمانان مى گردد، و تفرقه و پراکندگى در اين زمان باعث ضعف اسلام و مسلمانان مى شود. به هر حال وظيفه اسلامى و انسانى دوستان اهل بيت عليهم السلام در اين مورد آشکار است و باید به ذکر مصائب و ستمهایی که بر حضرت زهرا سلام الله علیها پرداخته و همگان را از مظلومیت اهل بیت علیهم السلام آگاه سازند.
---------------------------------------------------------------------
1 ـ اصول کافى/ ج 5/ ص 315.
2 ـ اصول کافى/ ج 5/ ص 315.
3 ـ صدوق/ متوفى 381 هجرى/ أمالى/ ج مجلس 24/ ص 100 - 99.
4 ـ ... و نيز چنين آمده است: «السَّلامُ عَلَيْکِ يا سَيِّدَةَ نِساءِ الْعالَمِيْنَ! السَّلامُ عَلَيْکِ يا والِدَةَ الْحُجَجِ عَلَى النّاسِ أَجْمَعينَ! السَّلامُ عَلَيْکِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ، الْمَمْنُوعَةُ حَقُّها! أَللّهُمَّ صِلِّ عَلى أَمَتِکَ وَ ابْنَةِ نَبِيِّکَ وَ زَوْجَةِ وَصِىِّ نَبِيِّکَ، صَلاةً تَزْلِفُها فَوْقَ زُلْفى عِبادِکَ الْمُکَرَّمِيْنَ مِنْ أَهْلِ السَّماواتِ وَ الْأَرَضِيْنَ.» اقبال/ ص 152. براى او چند زيارتنامه ديگر از امامان نور رسيده، که در کتاب‏هاى دعا و زيارات آمده است.
5 ـ تلخيص شافى/ ج 3/ ص 76.
6 ـ اثبات الوصيّة/ ص 122.
7 ـ عباس عموى پيامبر از اميرمؤمنان پرسيد: چرا عمر از حقوق کارگزارانش، به عنوان ماليات کاست، امّا از حقوق و مزاياى «قُنفذ» چيزى نکاست و آن را به‏ طور کامل پرداخت، آن حضرت برگرد خويش نظاره کرد، و در حالى که جام ديدگانش لبريز از اشک گرديد و فروباريد، در پاسخ او فرمود: «شَکَّرَ لَهُ ضَرْبَةً ضَرَبَها فاطِمَةَ بِالسَّوطِ، فَماتَتْ وَ فِى عَضُدِها أَثَرُهُ کَأَنَّهُ الدُّمْلُج.» پرداخت کامل حقوق «قنفذ» براى قدرشناسى از او به‏خاطر تازيانه‏هاى بيدادى بود که بر پيکر فاطمه نواخت؛ به‏ گونه‏ اى که وقتى دخت محبوب پيامبر جهان را بدرود گفت، اثر آن تازيانه بيداد در بازوى او بسان بازوبند نمايان بود. کتاب سُليم بن قيس/ ص 134.

برچسب‌ها: حضرت زهرا, شهادت, مصائب, ظلم, روایت

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
متن وصيتنامه حضرت زهرا (سلام الله عليها) پيوند ثابت
  بسم الله الرحمن الرحيم

هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله عليها) بنت رسول الله(صلي الله عليه و آله)اوصت و هي تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلي الله عليه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من في القبور
يا علي! انا فاطمة(سلام الله عليها) بنت محمد(صلي الله عليه و آله) زوجني الله منك لاكون لك في الدنيا و الآخرة انت أولي بي من غيري حنطني غسلني كفني باليل و صل علي و ادفني باليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة.

به نام خداوند بخشنده مهربان

اين وصيت نامه فاطمه(سلام الله عليها) دختر رسول(صلي الله عليه و آله) خداست، در حالي كه وصيت مي كند كه شهادت مي دهم، خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد(صلي الله عليه و آله) بنده و پيامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قيامت فرا خواهد رسيد، شكي در آن نيست و خداوند مردگان را زنده وارد محشر مي كند.

اي علي! من فاطمه(سلام الله عليها) دختر محمد(صلي الله عليه و آله) هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنيا و آخرت براي تو باشم. تو از ديگران بر من سزاوارتري، حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و هيچ كسي را اطلاع نده!

تو را به خدا مي سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.
برچسب‌ها: حضرت زهرا, وصیت, سلام

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
مقصود از حوض کوثر چیست؟ پيوند ثابت
شبستان- کلمه «کوثر» از «کثرت» است به معناى خیرکثیر. کوثر، حوضى است در بهشت یا صحراى محشر که خداوند به پیامبر اسلام (ص) عطا کرده است ومؤمنان هنگام ورود به بهشت از آب آن سیراب مى ‏شوند. «کوثر» نام کوچک‏ترین سوره قرآن نیز هست. خداوند در این سوره در مقام یاد کرد نعمت‏هاى خویش،به پیامبر اسلام (ص) مى‏ فرماید:«مابه تو کوثر عطا کردیم.»

مفسّران قرآن کریم براى کوثر معناهاى بسیارى برشمرده‏ اند. از آنجمله است:

نهرى در بهشت؛حوضى دربهشت یا محشرکه ویژه پیامبراسلام (ص) است؛فرزندان فراوان رسول خدا (ص)؛اصحاب و پیروان آنحضرت تا روز قیامت؛دانشمندان امّت پیامبر (ص)؛قرآن و فضیلت‏هاى بى‏ کران آن؛ مقام نبوّت؛ آیین اسلام؛ توحید؛ فضیلت‏هاى رسول اسلام (ص)؛مقام محمود؛ دانش حکمت؛ نورقلب شریف پیامبراسلام (ص)[۱]

درباره شأن نزول سوره کوثر آمده است: پیامبراسلام (ص) چند بار صاحب فرزند پسر شد؛ولى هیچ یک نمى‏ ماندند و از دنیا مى‏ رفتند. کفّار از این ماجرا شادى مى ‏کردند و زبان به شماتت و طعنه مى‏ گشودند. عاص بن وائل سهمى- که ازبد زبانان کفّار بود- حضرت رسو ل اکرم (ص) را «ابتر»خواند که به معناى بى‏ دنباله است. خداى متعال براى دلجویى ازپیامبر (ص) و پاسخ به طعنگویان،آیات سوره کوثر را نازل فرمود[۲]برخى مفسّران ازشأن نزول و معناى ظاهرى آیه برآن رفته ‏اندکه مراد از «کوثر»در این سوره، یا فراوانى فرزندان آتى پیامبر (ص) است و یا خیر فراوان که یکى از مصداق‏هاى آن،فراوانى فرزنداست[۳]. بنابراین که کوثر را به معناى خیر کثیر بدانیم،حوض کوثر نیز یکى از مصداق‏هاى این خیراست که خداوند به پیامبرخویش عطا کرده است؛چنانکه از پاره ‏اى روایات نیزهمین برمى‏ آید. بسیارى ازعلماى شیعه روشن‏ ترین مصداق کوثر و خیرفراوان را وجود مبارک حضرت فاطمه (س) دانسته ‏اند که به واسطه ایشان،نسل پیامبر (ص) فزونى یافته و در سراسر جهان پراکنده شده است[۴]برخى مفسّران نیز برآن‏ اندکه حوض کوثر،ظهور حقیقت حضرت زهرا (س) در جهان آخرت است[۵]

[۱].المیزان،ج ۲۰، ص۳۷۰.

[۲].مجمع البیان،ج ۹ و ۱۰، ص ۵۴۹.

[۳].المیزان،ج۲۰، ص ۳۲۰

[۴].تفسیر نمونه،ج ۲۷، ص۳۷۵.

[۵].جامى از زلال کوثر،ص ۲۳ برگرفته از فرهنگ شیعه، ص۳۲۰
برچسب‌ها: حضرت زهرا, کوثر, حوض کوثر, معنا

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
عذاب آنان که فاطمه را آزردند پيوند ثابت
روایت شده است: نخستین فردی که در روز قیامت برای او دادخواهی می کنند و درباره او داوری می نمایند، در مورد محسن فرزند علی ( علیه السلام ) است که درباره قاتل او، قنفذ حکم می شود، آن ها را می آورند و با تازیانه ای آتشین می زنند و اگر یک تازیانه از آن به تمام دریا بیفتد، همه آب آن ها از مشرق تا مغرب، به جوشش در می آید واگر آن را بر کوههای دنیا بگذارند، همه آن ها ذوب شده و به خاکستر مبدّل می گردند، قاتل محسن، قنفذ را با آن تازیانه ها می زنند.


همچنین در روایتی از امام صادق ( علیه السلام) نقل می کنند که فرمود: در روز قیامت، حضرت خدیجه و فاطمه بنت اسد ( مادر علی علیه السلام) محسن را حمل می کنند، آن ها گریه و ناله می کنند، مادرش فاطمه ( علیها السلام) این آیات را می خواند:


« هذا یَومُکُمُ الّذی توعَدون؛ این همان روزی است که به آن وعده داده شده اید» ( انبیا،۱۰۴)


« یَومَ تَجِدُ کُلُّ نَفسٍ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَ ما عَمِلَت مِن خیرٍ مُحضَراً وَما عَمِلَت مِن سوءٍ تَوَدُّ لَو اَنَّ بینَها وَ بَینَهُ اًمَداً بَعیداً؛


امروز همان روزی است که هرکس آن چه را از کار نیک انجام داده، حاضر می بیند، و دوست می دارد میان او و آنچه از اعمال بد انجام داده، فاصله زمانی زیاد می بود». ( آل عمران، ۳۰)
آنگاه امام صادق ( علیه السلام) آن چنان گریه کرد که محاسن شریفش از اشک، تر شد ، سپس فرمود:


« لا قَرّت عینٌ لا تبکی عِندَ هذا الذّکر؛ روشن مباد آن چشمی که هنگام ذکر این مصیبت ، گریه نکند». ( رنجها و فریاد های فاطمه،ص۱۵۱)


الگوهای رفتاری حضرت فاطمه زهرا(س)، ص ۳۸۶و ۳۸۷
برچسب‌ها: حضرت زهرا, محسن, عذاب, قیامت

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
داستانی از کرامت حضرت زهرا(س) پيوند ثابت
جابر بن عبدالله انصاری گفت: روزی پیامبر (ص) بعد از نماز عصر با اصحاب در مسجد نشسته بودند . پیر مردی بیابانی خسته و با نفسهای به شماره افتاده وارد شد که معلوم بود از راه دوری می رسد و نیازمند است.
به گزارش باشگاه خبرنگاران، جابر بن عبدالله انصاری گفت: روزی پیامبر (ص) بعد از نماز عصر با اصحاب در مسجد نشسته بودند . پیر مردی بیابانی خسته و با نفسهای به شماره افتاده وارد شد که معلوم بود از راه دوری می رسد و نیازمند است.

رسول خدا (ص) از وضع او سئوال نمود، گفت: یا نبی الله ! من پیرمردی گرسنه ام . مرا سر فرما! برهنه ام، مرا بپوشان، بیچاره ام، دستگیری ام نما! پیامبر فرمود: خواسته تو را فعلاً نمی توانم برآورده نمایم، ولی تو را نزد کسی می فرستم که خدا و رسولش وی را دوست دارند ، او هم خدا و رسول او را دوست دارد. آنچه داشته باشد، دیگران دیگران را بر خود مقدّم می دارد.


دستور داد او را به خانه فاطمه راهنمایی کنند . بلال پیر مرد را به منزل فاطمه برد، پیرمرد از پشت در صدا زد :


سلام بر شما ای خانواده پیامبری که فرشتگان نزد شما رفت و آمد می کنند و منزلتان محل فرود جبرئیل امین است. فاطمه جواب سلام را داد و فرمود: کیستی و از کجا آمده ای، به عرض رساند:


پیرمردی از قبایل عرب هستم و از راه دوری آمده ام . گرسنه ام و برهنه. مرا دستگیری کن ، خدا تو را رحمت کند! در حالی که سه روز بود علی و فاطمه و رسول خدا(ص) طعامی نخورده بودند. فاطمه به گوشه گوشه منزل نظری انداخت. پوست گوسفندی را که حسن و حسین (ع) روی آن می خوابیدند برداشت و به پیرمرد داد و عذر خواهی کرد که چیز دیگری نداشته است. پیرمرد گفت: ای دختر محمّد (ص)! من از گرسنگی می نالم ، تو پوست کهنه گوسفند به من می دهی؟ این پوست را چه کنم؟ فاطمه (س) ناراحت شد و دست در گردن انداخت. گردنبند چوبی را که به تازگی دختر عمویش ( دختر حمزه بن عبدالمطلب) به او هدیه کرده بود، از گردن باز کرد و به پیرمرد داد و فرمود: بگیر و بفروش، شاید عوض بهتری به تو بدهد. پیرمرد گردنبند را گرفت و به مسجد برگشت و گفت: یا رسول الله! دخترت این گردنبند را به من داد ، من چه کنم؟ در این هنگام عمّار یاسر عرض کرد : یا رسول الله اجازه بفرمایید این گردن بند را خریداری کنم. پیامبر(ص) فرمود: اگر در خرید این گردنبند جن و انس شریک شوند، خداوند هیچ یک از آن ها را به آتش نمی سوزاند.


عمّار رو کرد به پیرمرد و گفت: آن را چند می فروشی؟ گفت: به سیر شدن با نان و گوشت و یک برد یمانی که خود را بپوشانم و با آن نماز بخوانم و یک دینار که زاد و توشه راهم را فراهم کنم تا به وطنم برسم.


عمّار که از سهمیه غنائم جنگی مبلغی را اندوخته بود گفت: این را از تو به بیست دینار طلا و دویست درهم نقره و یک برد یمانی می خرم و از نان گندم و گوشت بریان تو را سیر خواهم نمود و با شترم تو را به وطنت می رسانم.


پیرمرد گفت: چقدر سخاوتمندی! جوانمردی مانند تو ندیدم. عمّار به وعده اش وفا نمود، آن گاه گردنبد را به وسیله غلامی خدمت پیامبر فرستاد و گفت: به رسول الله (ص) عرض کن که تو را با این گردنبند به پیامبر تقدیم کردم . غلام به عرض رسول خدا (ص) رسانید، پیامبر فرمود: من هم تو را با این گردنبند به دخترم فاطمه (س) بخشیدم. غلام در منزل فاطمه در آمد و جریان را عرض کرد ، زهرا (س) گردنبند را از غلام گرفت و او را در راه خدا آزاد کرد. در این هنگام غلام خندید ، فاطمه (س) علّت خنده را پرسید، عرض کرد : چه گردنبند پر برکتی! گرسنه ای را سیر نمود، برهنه ای را پوشاند ، بیچاره ایر ا بی نیاز کرد، غلامی را آزاد نمود و دوباره به دست صاحبش برگشت!.

 بحار الأنوار، ج 43، ص 56
برچسب‌ها: حضرت زهرا, کرامت, گردنبند, فقیر

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
عکسی منتشرنشده از امام در حال عزاداری پيوند ثابت
امام خمینی (ره) در بیان شرافت و فضیلت حضرت فاطمه زهر ا (س) با استناد به روایتی معتبر از امام صادق (ع) بیان می دارند که جبرئیل به طور مکرر طی 75 روز پس از رحلت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله و سلم بر حضرت زهرا (س) وارد و مسائل آتیه ‏ای که بر ذریۀ او می‏گذشته را بیان و حضرت امیر (ع) هم ثبت می‏کرده است.


 به گزارش خبرآنلاین، متن دقیق این سخنان که در صحیفه ی امام خمینی جلد 20 آمده از این قرار است:
بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم
 
...من راجع به حضرت صدیقه ـ سلام اللّه‏ علیها ـ خودم را قاصر می‏دانم که ذکری بکنم، فقط اکتفا می‏کنم به یک روایت که در کافی شریفه است و با سند معتبر نقل شده است و آن روایت این است که حضرت صادق ـ سلام ‏اللّه‏ علیه ـ می‏فرماید: فاطمه ـ سلام‏اللّه ‏علیهاـ بعد از پدرش 75 روز زنده بودند در این دنیا، بودند و حزن و شدت برایشان غلبه داشت و جبرئیل امین می‏آمد خدمت ایشان و به ایشان تعزیت[1]عرض می‏کرد و مسائلی از آینده نقل می‏کرد.[2]ظاهر روایت این است که در این 75 روز مراوده‏ای[3]بوده است؛ یعنی، رفت و آمد جبرئیل زیاد بوده است و گمان ندارم که غیر از طبقۀ اول از انبیای عظام
دربارۀ کسی این طور وارد شده باشد که در ظرف 75 روز جبرئیل جبرئیل امین رفت و آمد داشته است و مسائل را در آتیه ‏ای که واقع می‏شده است، مسائل را ذکر کرده است و آنچه که به ذریۀ[4]او می‏رسیده است در آتیه، ذکر کرده است و حضرت امیر هم آنها را نوشته است، کاتب وحی بوده است حضرت امیر، همان طوری که کاتب وحی رسول خدا بوده است ـ والبته آن وحی به معنای آوردن احکام، تمام شد به رفتن رسول اکرم ـ کاتب وحی حضرت صدیقه در این 75 روز بوده است. مسئلۀ آمدن جبرئیل برای کسی یک مسئلۀ ساده نیست. خیال نشود که جبرئیل برای هر کسی می‏آید و امکان دارد بیاید، این یک تناسب لازم است بین روح آن کسی که جبرئیل می‏خواهد بیاید و مقام جبرئیل که روح اعظم است، چه ما قائل بشویم به اینکه قضیۀ تنزیل، تنزل جبرئیل، به واسطۀ روح اعظم خود این ولی است یا پیغمبر است. او تنزیل می‏دهد او را و وارد می‏کند تا مرتبۀ پایین یا بگوییم که خیر، حق تعالی او را مأمور می‏کند که برو و این مسائل را بگو. چه آن قسم بگوییم که بعض اهل نظر می‏گویند و چه این قسم بگوییم که بعض اهل ظاهر می‏گویند، تا تناسب ما بین روح این کسی که جبرئیل می‏آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، امکان ندارد این معنا و این تناسب بین جبرئیل که روح اعظم است و انبیای درجۀ اول بوده است مثل رسول خدا و موسی و عیسی و ابراهیم و امثال اینها، بین همه کس نبوده است، بعد از این هم بین کسی دیگر نشده است. حتی دربارۀ ائمه هم من ندیده‏ام که وارد شده باشد این طور که جبرئیل بر آنها نازل شده باشد، فقط این است که برای حضرت زهرا ـ سلام اللّه‏ علیها ـ ست که آنکه من دیده‏ام که جبرئیل به طور مکرر در این 75 روز وارد می‏شده و مسائل آتیه‏ای که بر ذریۀ او می‏گذشته است، آن مسائل را می‏گفته است و حضرت امیر هم ثبت می‏کرده است. و شاید یکی از مسائلی که گفته است، راجع به مسائلی است که در عهد ذریۀ بلند پایۀ او حضرت صاحب ـ سلام اللّه‏ علیه ـ است، برای او ذکر کرده است که مسائل ایران جزو آن مسائل باشد، ما نمی‏دانیم، ممکن است. در هر صورت من این شرافت و فضیلت را از همۀ فضایلی که برای حضرت زهرا ذکر کرده‏اند ـ با اینکه آنها هم فضایل بزرگی است ـ این فضیلت را من بالاتر از همه می‏دانم که برای غیر انبیا ـ علیهم السلام ـ آن هم نه همۀ انبیا، برای طبقۀ بالای انبیا ـ علیهم السلام ـ و بعض از اولیایی که در رتبۀ آنها هست، برای کس دیگر حاصل نشده. و با این تعبیری که مراوده داشته است جبرئیل در این هفتاد و چند روز، برای هیچ کس تاکنون واقع نشده و این از فضایلی است که از مختصات حضرت صدیقه ـ سلام اللّه‏ علیها ـ است.
 
1 ـ سوگواری
2 ـ اصول کافی، ج 1، ص 457، ح 1
3 ـ رفت و آمد
4 ـ فرزندان

برچسب‌ها: حضرت زهرا, امام خمینی, کاتب, فضائل, جبرییل

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
حضرت زهرا س از زبان امیرالمومنین ع پيوند ثابت
همشهری آنلاین نوشت:

شخصیت بزرگی چون علی علیهاسلام به همسری فاطمه علیهاسلام افتخار می‌کند و همسری با او را برای خود فضیلت و ملاک برتری بر دیگران و شایستگی پذیرش مسئولیت‌های سنگینی چون رهبری جهان اسلام می‌داند.

برخی از موارد که حضرت برای اثبات حقانیت خود به همسری فاطمه علیهاسلام استناد فرموده‌اند عبارت است از:
در پاسخ نامه‌ای به معاویه ازجمله فضیلت‌ها و امتیازهایی که حضرت به آن اشاره می‌فرمایند این است که «بهترین زنان جهان از ماست و حماله الحطب و هیزم‌کش دوزخیان از شماست.»1

در جریان شورای شش نفره که خلیفه دوم برای جانشینی وی را تعیین کرده بود حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: «آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟» همگی پاسخ دادند: نه.2

حضرت علی علیهاسلام در ضمن پاسخ به نامه دیگر معاویه می‌نویسد: «دختر پیامبر صلی الله علیه و آله همسر من است که گوشت او با خون و گوشت من درهم آمیخته است. نوادگان حضرت احمد (صلی الله علیه و آله)، فرزندان من از فاطمه علیهاسلام هستند، کدام‌یک از شما سهم و بهره‌ای چون من دارا هستید.»3

در جریان سقیفه حضرت ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و اینکه باید بعد از پیامبر، او رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده‌دار شود به ابوبکر فرمود: «تو را به خدا سوگند می‌دهم! آیا آن کس که رسول خدا او را برای همسری دخترش برگزید و فرمود خداوند او را به همسری تو [علی] در آورد من هستم یا تو؟ ابوبکر پاسخ داد: تو هستی.»4

فاطمه رکن علی است

از مقامات ممتازی که مخصوص پیامبر صلی الله علیه و آله و حضرت فاطمه علیهاسلام است رکن بودن برای علی است. در حدیثی می‌خوانیم پیامبر صلی‌الله‌علیه و آله به حضرت علی علیهاسلام فرمودند: «سلام علیک یا ابا‌الریحانتین، فعن قلیل ذهب رکناک.»5

چه تعبیر لطیف و زیبایی همان تعبیر حضرت علی علیهاسلام در مورد زن که فرمودند زن ریحانه است. پیامبر نیز فرمودند: «سلام بر تو ای پدر دو گل [زینب و ام‌کلثوم] به زودی دو رکن تو از دست می‌روند.»

علی علیهاسلام بعد از رحلت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمودند: «این یکی از دو رکن بود» و بعد از شهادت حضرت زهرا علیهاسلام فرمودند:
« این رکن دیگر است.»

مددکار اطاعت الهی

انبیا و پیشوایان معصوم تنها راه سعادت و خوشبختی انسان‌ها را پیروی از دستورات الهی می‌دانستند و از این رو بهترین همکار و دوست برای آنان کسی بود که در این راستا به آنها کمک کند.

می‌خوانیم علی علیهاسلام در پاسخ پیامبر که سؤال کردند: «همسرت را چگونه یافتی؟» گفتند: «بهترین یاور در راه اطاعت از خداوند.»6

تمسک علی علیهاسلام به کلام زهرا علیهاسلام

حضرت در حدیث اربع مائه بعد از اینکه فرمودند در مراسم تجهیز مرده‌ها گفتار خوب داشته باشید چنین ادامه دادند: «فان بنت محمد صلی الله علیه و آله لما قبض ابوها ساعدتها جمیع بنات بنی‌هاشم، قالت: دعوا التعداد و علیکم بالدعا.»

حضرت زهرا علیهاسلام بعد از رحلت رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به زنان بنی‌هاشم که او را یاری می‌کردند و زینت‌ها را رها کرده و لباس سوگ در بر کرده بودند، فرمود:«این حالت را رها کنید و بر شماست که دعا و نیایش کنید.»7

با اینکه حضرت علی علیهاسلام معصوم بوده و تمام گفته‌های او حجت است ولی برای تثبیت مطلب به سخن زهرا علیهاسلام تمسک می‌کند. این نشانگر عصمت حضرت صدیقه طاهره علیهاسلام بوده و اینکه تمام رفتار، گفتار و نوشتار او حجت است و از این جهت فرقی بین زن و مرد نیست.

تنها تسلی بخش علی علیهاسلام

حضرت بعد از شهادت فاطمه خطاب به ایشان فرمودند:
«بِمَنِ العَزاءُ‌ یا بِنتَ مُحمَد؟ کُنتُ بِکِ اَتَعزی فَفیمَ العَزاء مِن بَعدِکِ؟»8؛ با چه کسی آرامش یابم ای دختر محمد؟ من به وسیله تو تسکین می‌یافتم؛ بعد از تو با چه کسی آرامش یابم؟

غضب خداوند به غضب فاطمه علیهاسلام

حضرت علی علیهاسلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل کرده که ایشان فرمودند:
«انَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ لَیَغضِبُ لِغَضِبِ فاطِمَه وَ یَرضی لِرِضاها»9؛ خداوند عزوجل به خاطر خشم فاطمه، خشمگین و برای خشنودی و رضایت فاطمه راضی می‌شود.

و در حدیث دیگر خطاب به حضرت فاطمه علیهاسلام فرمودند:
« انَّ اللهَ لَیَغضِبُ لِغَضَبِکِ وَ یَرضی لِرِضاکِ»10؛ خداوند برای خشم تو، خشمگین و برای خشنودی تو، خشنود می‌شود.

برگزیده پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله

حضرت علی علیه السلام در مصیبت حضرت زهرا علیهاسلام خطاب به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می‌فرماید: «قل یا رسول الله عن صفیتک صبری» 11؛ « یعنی این صفیه توست، بانویی که صفوه تو، مصطفی و برگزیده توست رحلت کرده و صبر فقدانش برای من دشوار است.»

تکرار مصیبت فقدان پیامبر صلی الله علیه و آله

هنگام ارتحال بزرگ بانوی اسلام حضرت فاطمه و بیان وصایا و حلالیت ایشان حضرت در پاسخ می‌گوید: « پناه به خدا، تو داناتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تر و نیکوکارتر از آنی که به جهت مخالفت کردنت با خود، تو را مورد نکوهش قرار دهم. دوری از تو و احساس فقدانت بر من گران خواهد بود، ولی گریزی از آن نیست. به خدا قسم با رفتنت مصیبت رسول خدا را بر من تازه کردی، یقینا مصیبت تو بزرگ است؛ مصیبتی که هیچ چیز و هیچ‌کس نمی‌تواند به انسان دلداری دهد و هیچ چیز نمی‌تواند جایگزین آن شود.»12

مقدم کردن خواست فاطمه برخواست خویش

در هنگام وصیت حضرت زهرا علیهاسلام در پاسخ امام به ایشان و گریستن هر دو امام (ع) می‌گویند:«هر چه می‌خواهی وصیت کن، یقینا به عهد خود وفا کرده، هر چه فرمان دهی انجام می‌دهم و فرمان تو را بر نظر و خواست خویش مقدم می‌دارم.»13

پایان شکیبایی علی علیه السلام

علی علیهاسلام که اسوه صبر و استقامت است اما در شهادت حضرت زهرا علیهاسلام تاثر و تالم خود را اظهار می‌دارد تا آنجا که بعد از دفن همسر گرامی‌اش در حالی که حزن و اندوه تمام وجود او را فرا گرفته بود خطاب به قبر پیامبر صلی الله علیه و آله عرضه داشت:
«خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد، پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتنداری از دست رفته، اما آن‌چنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم، شکیبایی بر من سخت است. پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید و هیچ گاه اندوه دلم نمی‌گشاید. چشمم بی‌خواب و دل از سوز غم سوزان است. تا خداوند مرا در جوار تو ساکن کند. مرگ زهرا ضربه‌ای بود که دل را خسته و غصه‌ام را پیوسته کرد و چه زود جمع ما را به پریشانی کشانید... اگر بیم چیرگی ستمکاران نبود، برای همیشه اینجا [کنار قبر زهرا(علیهاسلام)] می‌ماندم و در این مصیبت بزرگ چون مادر فرزندمرده، اشک از دیدگانم می‌راندم.»14

پی‌نوشت‌ها:
1 - بحارالانوار/ج41/ صص151و 224.
2 - نهج البلاغه.
3 - طبرسی/ احتجاج/ مؤسسه الاعلمی للمطبوعات/ بیروت/ چاپ دوم، 1983 میلادی/ج1/ ص135.
4 - همان/ ص 123.
5 - علامه الحافظ محب الدین الطیری، ذخائر العقبی فی مناقب ذوی القربی/ چاپ بیروت دار‌المعرفه/ ص 56.
6 - بحارالانوار/ ج43/ ص 117.
7 - جوادی آملی/ زن در آئینه جمال و جلال/ ص42.
8 - رحمانی همدانی/ فاطمه الزهرا بهجه قلب مصطفی/ ص 578/ به نقل از مجمع الروایه.
9 - کنزالعمال/ مؤسسه الرسالة بیروت/ ج12/ ص111.
10 - همان.
11 - نهج البلاغه/ فیض‌السلام/ خطبه 193.
12 - سیدمحمد کاظم قزوینی/ فاطمه‌الزهرا من المهد الی اللحد/ دارالصادق بیروت/ چاپ اول/ صص610 - 609.
13 - همان.
14 - اصول کافی/ ج1/ ص 159.
برچسب‌ها: حضرت زهرا, امام علی, شخصیت, فضائل

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/02/07 |

 
دفن شبانه حضرت زهرا(س) پيوند ثابت
اي علي! من فاطمه(سلام الله عليها) دختر محمد(صلي الله عليه و آله) هستم، حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و هيچ كسي را اطلاع نده! تو را به خدا مي سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.
به گزارش جهان، حضرت زهرا(س)زماني كه اجلشان نزديك شد و در بسترشان به حالت احتضار بسر مي‌بردند، علي(ع) بر بالاي بسترشان آمدند و بعد از صحبتهايي كه با همديگر كردند، فاطمه (س)اجازه خواستند تا چند تا وصيّت به همسرشان علي (ع) كنند.(1)

از جمله وصاياي حضرت زهرا(س) به علي (ع) اين بود كه گفتند: اي پسرعمو! وقتی که از دنيا رفتم جنازه‌ام را شبانه تشييع كن و مراسم تشييع من را اعم از غسل و كفن و نماز خواندن و دفن كردن بايد در محيطي مخفي و پنهان انجام دهيد و فقط به كساني اجازه در تشييع دهيد كه ظلم و جفا نسبت به من روا نداشته‌اند.

و حتّي به يك نقل حضرت زهرا(ع) تصريح كردند كه نگذاريد ابي‌بكر و عمر بر من نماز بخوانند و در تشييع جنازه من شركت كنند.

بعد بحث در اين‌است كه علّت اجازه ندادن حضرت زهرا(س) در مراسم تشييع حضرت بيانگر چيست؟
يقيناً حضرت زهرا(س) با اين كارشان مي‌خواستند باري ديگر همانند جريان فدك مبارزه‌اي را تازه با وصيّت‌نامه سياسي خويش شروع كنند كه ضربه سهمگيني به حكومت وقت وارد سازند.(2)

فاطمه اطهر(س) با وصيّت خويش افكار خفته مردم مدينه را بيدار مي‌ساختند و توجه افكار عمومي را نسبت به پايمال كردن حقّ خويش جلب مي‌كردند.(3)

اميرالمؤمنين با عمل به وصيّت زهرا(س)اذهان جامعه را دچار شك و ترديد كردند و مشروعيت خليفه را زير سؤال بردند و مظلوميت زهرا(س) را بيشتر آشكار ساختند و اين سؤال را هميشه براي همگان مطرح كردند كه چرا قبر زهرا(س) مخفي مانده است.

بدين طريق زماني كه حضرت زهرا(س)از دنيا رفتند مردم سراسيمه به خانه زهرا(س)مي‌آمدند و منتظر بيرون آمدن جنازه بودند كه علي (ع) به ابوذر گفتند: برو و با صداي بلند اعلام كن كه برگردند چرا كه تشييع جنازه دختر رسول‌خدا امشب صورت نمي‌گيرد و به تأخير افتاده‌است.

مردم كه متفرق شدند حضرت علي (ع) با كمك اسماء بدن حضرت را غسل و كفن كردند و در نيمه شب با عده‌اي از نزديكان و ياران خويش كه البتّه اختلافي است در اين‌كه چه كساني در تشييع جنازه حضرت حضور داشتند ولي آنهايي كه به اتّفاق نامهاي آنها آمده است عبارتند از: سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، عباس و زبير و چند تن ديگرند كه اين‌ها به همراه امام علي(ع) جنازه دختر رسول‌خدا را شبانه تشييع كردند و شبانه به خاك سپردند و حضرت علي (ع) قبر فاطمه (س)را هم‌سطح زمين كردند و حتي روايت شده در چند نقطه در بقيع حضرت، قبر درست كردند تا متوجه نشوند كه قبر فاطمه(س) كدام‌يك است و اين راز مخفي ‌ماندن قبر فاطمه(س) براي هميشه مانده است و كساني هم كه حضور داشتند ديگر بعدها محل اختفاء قبر فاطمه(س) را بيان نكردند.(4)

بنابر بعضي روايت‌ها عمر و ابو‌بكر از جمله كساني بودند كه چون صبح شد به درب خانه علي (ع) آمدند براي تشييع جنازه، كه مقداد ندا داد كه ديشب حضرت زهرا(س) به خاك سپرده شده‌است، اين دو تن به شدّت خشمگين شدند و بر علي (ع) اعتراض كردند.

به احتمال زياد حضرت زهرا(س) كه اين وصيّت را كردند شايد به خاطر اين بود كه نخواستند اين دو تن در تشييع جنازه ايشان حضور پيدا كنند.(5)

------------------------------------------------
پی نوشت:
1- احتجاج الزهرا فاطمه تأليف شيخ حجه اللّه النجفي الرضوي الاميري، ص 210.
2- شهين خشاوي، زندگاني سياسي حضرت زهرا(س) ص 280.
3- رنجهاي زهرا(س)، علامه سيد جعفر مرتضي عاملي، ترجمه محمد سپهري، ص 223.
4- بحارالانوارج دهم، ص 195.
5- تحليل سيره فاطمه الزهرا، علي‌اكبر بابازاده، ص 255

------------------------------------------------
متن وصيتنامه حضرت زهرا (سلام الله عليها)

بسم الله الرحمن الرحيم
هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله عليها) بنت رسول الله(صلي الله عليه و آله)اوصت و هي تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلي الله عليه و آله) عبده و رسوله و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتية لاريب فيها و ان الله يبعث من في القبور
يا علي! انا فاطمة(سلام الله عليها) بنت محمد(صلي الله عليه و آله) زوجني الله منك لاكون لك في الدنيا و الآخرة انت أولي بي من غيري حنطني غسلني كفني باليل و صل علي و ادفني باليل و لا تعلم احدا و استودعك الله و اقرء علي ولدي السلام الي يوم القيامة.

به نام خداوند بخشنده مهربان
اين وصيت نامه فاطمه(سلام الله عليها) دختر رسول(صلي الله عليه و آله) خداست، در حالي كه وصيت مي كند كه شهادت مي دهم، خدايي جز خداي يگانه نيست و محمد(صلي الله عليه و آله) بنده و پيامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قيامت فرا خواهد رسيد، شكي در آن نيست و خداوند مردگان را زنده وارد محشر مي كند.
اي علي! من فاطمه(سلام الله عليها) دختر محمد(صلي الله عليه و آله) هستم، خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنيا و آخرت براي تو باشم. تو از ديگران بر من سزاوارتري، حنوط و غسل و كفن كردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن كن و هيچ كسي را اطلاع نده! تو را به خدا مي سپارم و بر فرزندانم تا روز قيامت سلام و درود مي فرستم.

برچسب‌ها: حضرت زهرا, دفن شبانه, قبر

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
شخصيت حضرت زهرا(س) در کلام وحي پيوند ثابت
شیعه آنلاین: فاطمه علایى رحمانی

سخن گفتن از شخصیتى که داراى عظمتى ویژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانیت است، عشق و عجز را به همراه خود‌می‌آورد. زنان مطرح در قرآن، هریک شاخص‌هاى ویژه‌اى داشته‌اند و فاطمه، خود به تنهایى همه آن شاخص‌ها را با خود به همراه دارد.

فاطمه، بانویى است چون مریم، پاک و مطهر ـ داراى ارتقاى روحى و معنوی؛ چون بلقیس، با علم و درایت؛ چون زنان معاصر با حضرت موسی، حاضر در تمام لحظات حساس و سرنوشت‌ساز؛ چون هاجر، صبور و با استقامت.

فاطمه، نه تنها، تمامى اینها را در خود، جمع داشت، بلکه خود، حقیقت حُسن و تجسم عینى آن بود و از این بالاتر، او بهترین اهل زمین بود. و از این نیز فراتر، او محور هستى و انگیزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمین و جن بود:

یا أحمد! لولاک لما خلقت الافلاک، لولا على لما خلقتک، لولا فاطمه لما خلقتکما.1


برچسب‌ها: حضرت زهرا, وحی, قرآن, شخصیت, کوثر
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
مدفن حضرت زهرا(س) کجاست؟ پيوند ثابت
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از فارس، عضو هيئت علمي بعثه مقام معظم رهبري با بيان خاطره‌اي از علامه العمري (ره) گفت: در ماه رمضان 1326 قمري در مدينه با شيخ العمري ديدار کردم. وي گفت: زماني که ما کودک بوديم، قبر حضرت زهرا در خانه‌اش مشخص بود و ارتفاع آن به يک متر مي‌رسيد.

آيت‌الله محمدصادق نجمي در سال 1315 در روستاي هريس از توابع شبستر متولد و در سال 1332 وارد حوزه علميه قم شد. وي مدت 28 سال علوم متداول در حوزه علميه را نزد اساتيد و مراجع بزرگي مانند آيات عظام محقق داماد، حاج شيخ مرتضي حائري و گلپايگاني فرا گرفت.

يکي از مسائل مسلم و قطعي در مورد حضرت فاطمه زهرا (س) اين است که قبر شريف آن حضرت، مخفي مانده و تا به حال، به طور مشخص و دقيق، قبري به آن حضرت نسبت داده نشده است.


برچسب‌ها: حضرت زهرا, قبر, مدفن, بقیع, خانه
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
اسرار تسبیحات حضرت زهرا (علیهاالسلام) پيوند ثابت
 

نجات از شقاوت

تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از آثار و برکات بسیارى برخوردار است که از جمله‏ى آنها نجات یافتن از شقاوت و بدبختى است. هر انسانى به تناسب بینش و نگرشى که به جهان هستى و وجود پرآشوب خود دارد به دنبال خوشبختى است، و به عبارتى دیگر یکى از مهمترین مسائلى که همه‏ى انسانها را آگاه یا ناآگاه به خود مشغول داشته است به طورى که کارهاى زندگى و برنامه‏هایشان را در جهت وصول به آن پى‏ریزى مى‏کنند، مسئله‏ى رسیدن به سعادت و گریز از شقاوت است.

منتهى از آنجایى که انسان اختیار دارد؛ راه خودش را باید آزادانه انتخاب کند. لذا انسان بعد از این که راه برایش نمایان شد، گاهى حسن انتخاب به خرج مى‏دهد و راه هدایت مى‏پیماید، و گاهى سوء انتخاب به خرج داده و راه ضلالت و گمراهى پیش مى‏گیرد. و این مسئله شقاوت و سوء عاقبت مسئله‏اى است که همه‏ى آنان که به خود آمده‏اند، از آن مى‏ترسند و آنها که بصیرت ندارند و در خواب غفلت عمر مى‏گذرانند از آن نیز به غفلت به سر مى‏برند.

لذا آن دسته که داراى بصیرت هستند، به لحاظ خوف از شقاوت همیشه دست به دعا و ذکر بلند مى‏کنند و با تضرع و اصرار از خداى خویش طلب دورى از شقاوت و رسیدن به سعادت مى‏نمایند. مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام)، موجب محفوظ ماندن از شقاوت و بدبختى است.

از این رو شایسته نیست که از برکات و آثار آن غفلت نموده و در انجام آن کوتاهى و سستى نماییم. امام صادق(علیه‏السلام) در این رابطه مى‏فرماید: «یا ابا هارون، انا نامر صبیاننا بتسبیح فاطمه علیهاالسلام کما نامرهم بالصلاه، فالزمه، فانه لم یلزمه عبد فشقى»(۱)؛ اى ابا هارون! ما بچه‏هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیز امر مى‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده‎ای که بر آن مداومت نموده است.

امام صادق(علیه‏السلام) در این رابطه مى‏فرماید: اى ابا هارون! ما بچه‏هاى خود را همانطور که به نماز امر مى‏کنیم به تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) نیز امر مى‏کنیم. تو نیز بر آن مداومت کن، زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است بنده‎ای که بر آن مداومت نموده است.

و نیز از این حدیث شریف استفاده مى‏شود که شایسته است والدین محترم، تسبیحات حضرت زهرا (علیهاالسلام) را مانند نماز به فرزندانشان تعلیم کنند، باشد که مشمول این حدیث گردند.

دورى شیطان و خشنودى خدا

شیطان همواره دشمن دیرینه‏ى انسان بوده و هست و هیچگاه انسان از حیله‏ها و خواطر شیطانى او در امان نیست. شیطان بنا بر آیات الهى، دشمن قسم خورده‏ى انسان است تا او را به هر طریق ممکن به گمراهى بکشاند. از این رو آدمى همیشه در معرض تهاجم شیطان و وساوس شیطانى است. بعضى انسانها در مقابل این تهاجم شیطانى و خواطر نفسانى همیشه در حال فرارند که در این صورت همواره مورد تعقیب شیطان و خواطرند، و هیچگاه خلاصى ندارند و اى بسا در آخر خسته شده و نفس‏زنان تسلیم شوند، و عده‏اى اندک در تلاش‏اند که با مداومت بر ذکر و فکر و عمل، چنان رفتار کنند که شیطان و خواطر را از خود فرارى دهند و شیطان را از خود دور کنند که البته راهى است مشکل. کسانى که به این مقام برسند داراى نفس مطمئنه خواهند شد که دیگر دگرگونى در آن راه ندارد.

وقتى انسان توانست شیطان را از خود دور و طرد کند، و به طاعات عمل نماید و در کارها و اذکار و عبادت‎هاى خود اخلاص ورزد، رضایت خدا نیز حاصل گردد، چون شیطان و وساوس او یکى از بزرگترین موانع کسب رضایت و خشنودى حقتعالى است. آرى رضا و رضوان خداوند سبحان مطلوب سالکان و منتهاى آرزوى عارفان است.

یکى از راه‎هایى که مى‏تواند شیطان را از انسان دور کرده و موجبات رضاى الهى را فراهم آورد مداومت بر تسبیحات حضرت فاطمه‏(علیهاالسلام) است. امام باقر(علیه‏السلام) مى‏فرماید: «من سبح تسبیح فاطمه علیهاالسلام ثم استغفر، غفر له، و هى مائه باللسان، و الف فى المیزان، و یطرد الشیطان، و یرضى الرحمان»(۲)؛ هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مى‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى مى‏نماید.

امام باقر(علیه‏السلام) مى‏فرماید: هر کس تسبیحات حضرت فاطمه(علیهاالسلام) را بجا آورد و پس از آن استغفار کند، مورد مغفرت قرار مى‏گیرد، و آن تسبیح به زبان صد تا است، و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد، و شیطان را دور کرده، و خداى رحمان را خشنود و راضى مى‏نماید.

از امام صادق(علیه‏السلام) روایت است که وقتی انسان در جاى خواب خود مى‏خوابد، فرشته‏ی بزرگوارى و شیطان سرکشی به سوى او مى‏آیند، پس فرشته به او مى‏گوید:

روز خود را به خیر ختم کن و شب را با خیر افتتاح کن، و شیطان مى‏گوید: روز خود را با گناه ختم کن و شب را با گناه افتتاح کن. اگر اطاعت فرشته کرد و تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) را در وقت خواب خواند، فرشته آن شیطان را مى‏راند و از او دور مى‏کند، و او را تا هنگام بیدارى محافظت مى‏کند، پس باز شیطان مى‏آید و او را امر به گناه مى‏کند و ملک او را به خیر امر مى‏کند. اگر از فرشته اطاعت کرد و تسبیح آن حضرت را گفت آن فرشته، شیطان را از او دور مى‏کند و حقتعالى عبادت تمام آن شب را در نامه‏ى عملش مى‏نویسد.(۳)

برائت از دوزخ و نفاق

بنا بر روایت امام صادق(علیه‏السلام)، تسبیحات حضرت زهرا(علیهاالسلام) از جمله‏ى ذکر کثیرى است که خداوند در قرآن کریم یاد فرموده است:

«تسبیح فاطمة الزهراء علیهاالسلام من الذکر الکثیر الذى قال الله عز و جل: «واذکروا الله ذکرا کثیرا.» و از طرفى رسول گرامى اسلام فرموده است: «من اکثر ذکر الله عز و جل احبه الله و من ذکر الله کثیرا کتبت له برائتان؛ برائة من النار و برائة من النفاق»(۴)؛ هر کس ذکر خداى عزوجل را بسیار کند خداوند او را دوست دارد، و هر کس ذکر خدا را بسیار کند براى او دو برائت(منشور آزادى) نوشته شود: یکى برائت از آتش جهنم، و دیگرى برائت از نفاق و دورویى. لذا تسبیحات صدیقه‏ى طاهره اگر با شرائطش انجام پذیرد، موجب برائت از دوزخ و نفاق مى‏گردد.


پی‎نوشت‎ها:

۱ـ فروع کافى، کتاب الصلاه، ص ۳۴۳، ح ۱۳٫

۲ـ وسائل الشیعه، ج ۴، ص ۱۰۲۳، ح ۳٫

۳ـ شیطان دشمن دیرینه‏ى انسان، محمد نصیرى، ص ۱۳۶٫

۴ـ اصول کافى، ج ۲، ص ۴۹۹، ح ۳٫

منبع : تبیان


برچسب‌ها: حضرت زهرا, فضیلت, تسبیحات

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
فضائل حضرت فاطمه زهرا(س) پيوند ثابت

انس بن مالك می‌گوید: روزى حجّاج بن یوسف ثقفى مرا نزد خویش احضار كرد و درباره جریان به هم زدن و مخلوط كردن غذاى داخل دیگ به وسیله دست، كه توسّط حضرت فاطمه زهراء سلام اللّه علیها انجام گرفته بود، سؤال كرد. گفتم : روزى عایشه به حضور فاطمه زهرا علیها السلام آمد و دید كه آن حضرت مشغول پختن حریره براى دو فرزندش حسن و حسین علیهما السلام است.

او دید فاطمه سلام الله علیها مقدارى آرد و شیر و روغن داخل دیگ ریخته بود و آن را روى اجاقى كه آتش زیر آن شعله ور بود قرار داده؛ و با انگشت خود، حریره داخل دیگ را در حالى كه مى‌جوشید و غُل غُل مى‌كرد، به هم مى‌زد و مخلوط مى‌نمود.

عایشه با دیدن چنین صحنه‌اى بُهت زده گشت و با حیرت و تعجّب ، از منزل دختر پیامبر خدا صلّى اللّه علیه و آله خارج شده و به سوى منزل پدرش ، ابوبكر حركت كرد. و چون به منزل پدرش وارد شد، گفت: پدر! هم اكنون جریان عجیبى را از فاطمه زهرا دیدم كه مرا به حیرت و تعجّب واداشته است .

او را دیدم در حالى كه دیگ حریره ، روى اجاق آتش مى جوشید، با انگشت خویش آنها را به هم مى زد و مخلوط مى‌نمود. ابوبكر گفت: دخترم ! این موضوع را مخفى دار، مبادا كسى متوجّه شود، كه این امر بسیار مهمّ و عظیم است .

ولى همین كه پیامبر اسلام صلّى اللّه علیه و آله از این جریان آگاه شد، بالاى منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود: مردم از دیدن صحنه جریان دیگ و آتش تعجّب مى كنند و آن را جریانى عظیم و غیر قابل قبول مى پندارند.

و سپس افزود: سوگند به آن كسى كه مرا به رسالت مبعوث كرده و به نبوّت خویش بر انگیخته است ، باید بدانید كه خداوند متعال آتش و حرارت آن را بر جسد فاطمه و بر خون و مو و تمام اجزاء بدنش حرام گردانیده است .

همانا فاطمه و شیعیانش (پیروان واقعى در عمل و گفتار) از حرارت آتش در امان خواهند بود، و بلكه آتش و خورشید و ماه و ستارگان و كوه ها، همه و همه در طاعت فاطمه و نسل او یعنى ؛ اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مى باشند. و همچنین جنّیان در ركاب آخرین فرزندش ، امام زمان علیه السلام با مخالفان و ظالمان مى جنگند.

و در آن هنگام ، زمین تمام بركات و گنجینه ها و مخازنش را تسلیم مهدى موعود عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف خواهد نمود.

پس واى به حال كسى كه در فضائل و مناقب بى شمار فاطمه شكّ كند، خداوند لعنت كند آن كسانى را كه به هر عنوانى، كینه و دشمنى شوهرش ، علىّ بن ابى طالب را در دل دارند و امامت او و دیگر فرزندانش را نپذیرند و انكار كنند.

و در پایان افزود: بدانید و آگاه باشید كه فاطمه علیها السلام در صحراى محشر بیش از دیگران شفاعت مى نماید و شفاعتش پذیرفته و مقبول درگاه خداوند متعال قرار خواهد گرفت .

الثّاقب فى المناقب، ص 293، ح 250/

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان

 اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


برچسب‌ها: حضرت زهرا, فضائل, حجاج بن یوسف ثقفی, حضرت رسول, عایشه

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
اسرار نام های حضرت فاطمه (س) پيوند ثابت
حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

به گزارش ایسنا حضرت امام صادق (ع) فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.

فاطمه:

رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شده‌اند. (فاطمه به معنای قطع‌شده و بریده است.) و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.

صدیقه :

زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.

رسول خدا به امیرالمومنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارش‌هایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.

مبارکه:

برکت به معنای خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در بعضی از تفاسیر آمده است که در آیهی « انا اعطیناک الکوثر» ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.

طاهره:

امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.

و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.

زکیه:

زکاه هم به معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و طاهر .

راضیه:

زندگی کوتاه حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای بزرگ را شکر می‌کرد و راضی بود.

روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دست‌های مبارکش آسیاب می‌کرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر می‌داد رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.

حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.

و نیز روزی امیرالمومنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ‌‌ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.

مرضیه:

تمام کارهای حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی می‌فرمود: فداها ابوها. (پدرش به قربانش).

این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا می‌دانست و می‌فرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی می‌شود.

محدثه:

امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود می‌آمدند و با او سخن می‌گفتند.

در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.

زهرا:

امام صادق فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمومنین می‌درخشید، و چون در محراب عبادت می‌ایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می‌ درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین می‌درخشد.

برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)

حصان (محفوظ)، حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته، حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو در آسمان، منصوره (یاری‌شده) است.

کنیه های حضرت

ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام ابیها.

حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که " ام ابیها" (مادر پدرش) لقب گرفت.

برچسب‌ها: حضرت زهرا, نام, اسم

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
سادات کیانند و سیادت چیست پيوند ثابت
1- سادات کیانند و سیادت چیست؟ 2-جایگاه معنوی سادات در فرهنگ اسلامی کجاست؟ 3- چه آثاری برای سیادت در جامعه وجود دارد؟
پاسخ: 
سیادت عنوانى است براى مردان و زنانى که در نسب خویش به حضرت هاشم بن عبد مناف (جدّ رسول اللَّه) مى‏رسند. هر کس نسب او به هاشم بن عبد مناف یا فرزندان او برسد، سید محسوب مى‏شود. (1) به فرزندان هاشم، بنى هاشم مى‏گویند. برخى از اینان به عموهاى پیامبر مثل ابوطالب و ابولهب، عباس و حمزه مى‏رسند. بنابراین فرزندان عباس عموى پیامبر که به آنان بنى عباس مى‏گویند، سید محسوب مى‏شوند. فرزندان ابوطالب به نام‏هاى طالب و عقیل و جعفر طیار و على(ع) و نسل آنان (تا کنون هر چه هستند) سیدند. پیامبر اسلام از جهت پسرانش (طیب و طاهر و قاسم و ابراهیم) چون در کودکى از دنیا رفتند، نسلى ندارد. فقط از طریق حضرت فاطمه زهرا(س) نسلش ادامه پیدا کرد. تمامى ائمه معصومین و فرزندان¬شان از طریق على(ع) به هاشم مى‏رسند و سید هستند. انتساب برخی از سادات به پیامبر، شرافت چند برابری برای آنان است که از طریق دختر ایشان حضرت فاطمه (س) حاصل شده است. اینکه سادات فعلی ذریّه پیامبر نامیده شدند، از این جهت می باشد. اگر چه غالباً فرزندان و نسل از طریق پسر به جدّ(پدر بزرگ) منتسب می شوند، اما به جهت روایات متعدد که از پیامبر نقل شده، ايشان فرزندان فاطمه را فرزندان خود دانسته، انتساب آنان را به خود تأکید كرده. این موضوع در برخی تفاسیر آیات سوره کوثر آمده است. در همه جوامع انتساب به رهبران و شخصیت‏ها نوعى امتیاز محسوب مى شود؛ از این رو مردم به بستگان شخصیت‏هاى علمى و سیاسى احترام مى گذارند. این از نظر اجتماعى است، نه از نظر الهى. از آن جا که سادات ذریه پیامبر از فاطمه زهرا(س) و نسل بنى هاشم هستند، اجتماع براى آنان حساب ویژه‏اى باز مى کند و به آنان با دید احترام می نگرد. اگر در روایات آمده که به سادات احترام بگذاريد، به جهت پیامبر است. امام رضا(ع) فرمود: «ما خاندان نبوت حقى که بر مردم داریم، به خاطر پیامبر مى باشد». (2) امتياز اجتماعي مسئوليت سادات را بيشتر مي كند. بنابراین از آن رو که سادات به پیامبر منتسب هستند، باید مواظب رفتار خود باشند؛ زیرا انجام برخى اعمال از انسان‏هاى معمولى مشکل ایجاد نمى‏کند، ولى انجام آن توسط انسان‏هاى با شخصیت و یا اشخاصی که به رهبران دینى منتسب هستند، مشکل ایجاد مى کند. بزنطى(راوي) مى گوید: در خدمت حضرت رضا(ع) نشسته بودم. سخن از سادات به میان آمد، عرض کردم: آیا منحرف از خاندان شما و غیر شما یکسانند؟ فرمود: «نیکوکار ما اجرش دو چندان و بدکار ما گناهش دو چندان است». (3) وظیفه ما آن است که نسبت به سادات احترام بگذاريم. همان طور که نسبت به سایر افراد احترام می گذاریم. البته می توانیم در قالب شرایط تعریف شده توسط اسلام - آنان را امر به معروف و نهی از منکر نمایم. همین طور سعی کنیم با رفتار و گفتار خود به آن ها بفهمانیم که سزاوار است جایگاه و مقام سیادت را حفظ کنند. صرف سید بودن موجب نمی گردد که سادات از این عنوان سوء استفاده کنند. امام رضا (ع) وقتى که برادرش (زیدالنار) را دید که از خود تعریف مى کند و به سیادت خود مغرور شده و دائماً«ما چنین، ما چنان » مى گويد، فرمود: «این سخنان چیست که مى گویى ؟! اگر سخن تو درست باشد و فرزندان رسول خدا وضع استثنایى داشته باشند و خداوند بدکاران آنان را عذاب نکند و عمل نکرده، به آنان پاداش بدهد، پس تو از پدرت موسى بن جعفر نزد خدا گرامى ترى، زیرا وى خدا را بندگى کرد تا به درجات قرب نائل آمد و تو مى پندارى بى آن که بندگى خدا کنى، مى توانى در درجه موسى بن جعفر قرارگیرى ». سپس آیه «انهّ عملٌ غیر صالح » را قرائت کرد و فرمود: فرزند پیامبر و انتساب به پیغمبر و امام کافى نیست؛ عمل صالح لازم دارد. (4) پى نوشت ها : پى نوشت‏: 1. عروه الوثقى، ج 2، کتاب الخمس، فصل 2، مسئله 3. 2. بحارالانوار، ج 31، ص 145 - 146. 3. بحارالانوار، ج 43، ص 230. 4. مرتضى مطهرى، عدل الهى، ص 371.

برچسب‌ها: سادات, حضرت زهرا, کوثر

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
گفتاری درباره تسبيحات فاطمه زهرا عليهاالسلام پيوند ثابت
تشريح تسبيح فاطمه (س )
از حضرت امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود:
فاطمه زهرا عزيزترين عزيزان رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه من بود، اين بانو آن قدر با آسياب آرد كرد تا دست هايش پينه بست و آن قدر از چاه آب كشيد كه اثر آن بر سينه اش باقى مانده بود و به اندازه اى خانه را روبيد تا اين كه لباسهايش غبارآلود شد. و آن قدر زير ديگ آتش برافروخت تا لباسش كثيف و گردآلود گرديد و به همين علت به سختى و زحمت افتاد، روزى شنيديم غلام چندى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند به فاطمه گفتم : وقتى خدمت پدر خود رفتى از وى خادمى را بخواه تا در كارها مددكار باشد و از اين همه رنج و محنت آسوده شوى .


برچسب‌ها: تسبیحات, حضرت زهرا, حضرت رسول, امام علی, فضیلت
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/02/06 |

 
درباره ی مصحف فاطمه (س) بیشتر بدانیم پيوند ثابت

درباره مصحف فاطمه علیهاالسلام پرسشها و ابهاماتی وجود دارد؛ آیا همان گونه که از عنوان "مصحف" بر می آید، قرآنی ویژه حضرت زهراعلیهاالسلام بوده، یا کتابی در موضوعی دیگر است؟ اگر جواب فرض دوم است، آیا خود حضرت آن را نوشته یااملاء کرده اند؟ محتوای آن چیست؟ آیا آداب و اخلاق است یا تشریع و فقه؟ اکنون این کتاب کجاست؟

پیش از پاسخ به هر سوال، پرسش اساسی این است: آیا این مصحف، اصل و اعتباری دارد؟ آیا از طریق معتبر، وجود آن ثابت شده است؟ جواب این پرسشها از روایات مربوط به این موضوع به دست می آید. البته بیان این روایات مختلف است؛ بعضی محتوای مصحف را احکام حلال و حرام می دانند، در حالی که دیگران می گویند اصلاً چنین احکامی در بر ندارد. برخی می گویند دیکته کننده آن پیامبر صلی الله علیه وآله بوده، در حالی که بعضی جبرئیل را گوینده آن می دانند، که در این صورت باید به این پرسش پاسخ گوییم که آیا جبرئیل با شخصی که پیامبر نیست، سخن می گوید؟ و اگر چنین باشد، به چه نحو با حضرت فاطمه علیهاالسلام سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پیامبرصلی الله علیه وآله، وحی قطع نشده بود؟

به هر روی، پرسشهای بسیاری در این زمینه وجود دارد، که پاسخگویی به آن، مورد اهتمام اثر حاضر است و در آن، به پژوهش در این باره خواهیم پرداخت.


برچسب‌ها: حضرت زهرا, مصحف
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: سه شنبه 1391/02/05 |

 
منابع شیعه و سنی در باره شهادت حضرت زهرا (س) پيوند ثابت
از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) آن است که: آیا به ساحت حضرت فاطمه (ع) نیز جسارت شد؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏ السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورت نقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها،

سبب فوت فاطمه علیها السلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد  که به دیدن او بیایند.

از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(علیه السلام) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گردید یا خیر؟

برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[1]

البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانه خالی کرده ‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمة ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:


«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداری نمودند.»[2]


مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[3]

 منابع اهل سنت:

1- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ، به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمه علیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[4]

همین قول را اسفرائینی (متوفای 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَةِ ، عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیت علیهم السلام جلوگیری کرد.»[5]

2- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ یَوْمَ الْبَیْعَةِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[6]


3- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردم بیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[7]

4- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرم صلی ‏الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.

ابو العاص به پیامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی ‏الله ‏علیه ‏و‏آله وسلم به زید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بن الاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباح شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید:

«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏ الله‏ علیه ‏و‏آله وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»

ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:

«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟

پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[8]

این قصه، به خوبی نشان می‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خود ابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهل حدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده ‏اند.[9]

5- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[10]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏ السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسر نبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمین بر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»

سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:

«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَةَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَةَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقة» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَةَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[11]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏ اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نام در نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏ اش (فاطمه) ومصیبت های او می ‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.

توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلب روشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.

چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ وَ کانَ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمه علیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمر زد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدت بیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگان خویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[12]

  منابع شیعه:

نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:

هنگامی که خواستند علی علیه‏ السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی ‏اش صدمه‏ های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشه ‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل های تاریخی فراوان است.

خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آن چنین می‏نویسد:

«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته ‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته ‏تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من او را به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[13]

آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد، تنها گوشه‏ هایی از ستم هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[14]

1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.

2- سید مرتضی، تلخیص شافی، ج3، ص76، تلخیص شیخ طوسی.

3- اثبات الوصیة، مسعودی، (چاپ بیروت) ص153 و در برخی چاپها ص 23 ـ 24.

4- الملل و النحل، عبدالکریم شهرستانی، ج1، ص57.

5- اَلفرقُ بین الفرق، عبدالقاهر الاسفرائینی، ص107.

6- الوافی بالوفیات، صفدی، ج5، ص347 ر.ک: سفینة البحار، شیخ عباس قمی، ج2،ص292.

7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطیة، ص160 ـ 161.

8- شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج14، ص193/ ر.ک: زندگی علی علیه ‏السلام ،ص252.

9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.

10- سه نفر از راویان اهل سنت، از امامان شیعه علیهم‏السلام روایت نقل نموده‏اند که علمای شیعه آنان را ثقه می‏دانند و به سخن آنان اطمینان دارند وروایات آنها را می‏پذیرند: سَکُونی؛ نَوْفِلی؛ خَلُوقی.

11- شجره طوبی، محمدمهدی حائری، ص417، (منشورات شریف رضی).

12- بحار الانوار، ج43، ص170.

13- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جدید)؛ ج8، ص230، (چاپ قدیم) و ریاحینالشریعة، ج1، ص267.

14 _کتاب "الهجوم علی بیت فاطمه"، حسین غیب غلامی، در این باره روایات مربوطه را خوب بررسی کرده است.


برچسب‌ها: حضرت زهرا, شهادت, علت شهادت, آتش, درب خانه

نوشته: واعظ حقوقی در: یکشنبه 1391/02/03 |

 
نظرمراجع درمورد تشییع نمادین حضرت‌زهرا(س) پيوند ثابت
 آیا این کار  بدعت هست یا خیر؟

مراسم عزاداری حضرت فاطمه زهرا(س) در فرهنگ شیعه از جایگاه رفیعی برخودار است و در این میان، تبیین مقام و منزلت آن بانوی بزرگوار جهان اسلام، از درک و فهم آدمی خارج است.

آنچه مسلم است، اینکه آن حضرت از بزرگترین واسطه های فیض الهی بوده و شیعیان و پیروان ولایت، مدیون جهاد و مبارزه ایشان در راه دفاع از امامت و ولایت هستند.

بزرگان ومراجع شیعه به همین دلایل، همواره برافراشته نگاه داشتن پرچم فاطمیه و الهام گرفتن از مکتب حیاتبخش فاطمه زهرا(س) تأکید داشته اند.

قدمت تشییع نمادین حضرت زهرا (س)

مراسم تشییع نمادین بانوی بزرگوار جهان اسلام، سالها پیش از شهر مقدس قم آغاز و با تأکید مرجع عظیم الشأن مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) روز به روز بر شکوهش افزوده شد.

هم اکنون بسیاری از شهرهای کشور، در شام شهادت حضرت زهرا(س) شاهد برپایی این مراسم معنوی است که مراجع عظام تقلید نیز بر آن تأکید نموده اند.

استفتاء از مراجع عظام درباره تشییع نمادین

مسئول شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستان ورامین که نویسنده مجموعه کتابهای "مسائل جدید از دیدگاه علما و مراجع تقلید" است، در صفحات 203 تا 205 جلد سوم این مجموعه که چاپ اول آن در زمستان 1381 بوده، استفتائی دراین مورد از شش مرجع تقلید کرده است.

سئوال مطرح شده چنین است: چند سال است که درشام شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) مراسم معنوی وتأثیرگذارتشییع نمادین برگزارمی شود که اثرات وبرکات معنوی فراوانی را به همراه دارد، نظرتان را درباره برپایی این مراسم و همچنین راه اندازی دستجات عزاداری در روز شهادت آن حضرت – مانند روز عاشورا – مرقوم فرمایید.

در پاسخ به این استفتاء، شش مرجع تقلید نوشتند:

مقام معظم رهبری:

اقامه عزای حضرت فاطمه زهرا(س) هر چه باشکوهتر برگزار شود، بهتر است.

آیت الله صافی گلپایگانی:

برگزاری این مراسم باید هر چه باشکوهتر و با معنی تر انجام شود و اهتمام و مشارکت در آن، از حسنات بزرگ است؛ "وَ مَن یُعَظِّمُ شَعائِرَ الله فَإِنَّها مِن تَقوَی القُلوُب".

مرحوم آیت الله فاضل لنکرانی (ره):

این مراسم همانند ایام عاشورا، هر چه باشکوهتر و با شور و حرارت بیشتری برگزار شود، ارزش و ثمرات بیشتری خواهد داشت.

آیت الله جواد تبریزی:

مظلومیت حضرت زهرا (س) و صبر مولانا امیرالمؤمنین (ع) از ادلۀ قاطعه حقانیت مذهب تشیع می باشد که باید با مراسمی همچون عاشورا، اعم از روضه خوانی، سینه زنی، برپایی دستجات و نقل مصائب آن دو بزرگوار، آن را زنده نگه داشت تا جایی برای وسوسه بد اندیشان باقی نماند.

آیت الله مکارم شیرازی:

اقامه عزاداری در ایام و لیالی شهادت سیده نساء العالمین من الاوّلین و الآخرین فاطمه زهرا (س) از افضل قربات است.

مرحوم آیت الله بهجت (ره):

اشکال ندارد.

طرح شبهاتی از تشییع نمادین حضرت فاطمه (س)

متأسفانه در دو سال گذشته، برخی افراد در اثر برداشت غلط از این مراسم، آن را به عنوان بدعت یاد کرده اند، ولی طبیعی است که هر نوآوری در عزاداری، بدعت نیست و علاوه بر آن، مهمترین مرجع مشخص کننده بدعتها، علمای دین هستند.

با گسترش این اندیشه وسعی عده ای در رواج آن در جامعه، حجت الاسلام سید محسن محمودی بار دیگر، نظر جمعی از مراجع تقلید را این بار در مورد بدعت بودن یا نبودن تشییع نمادین حضرت فاطمه (س) جویا شده است.

تشییع نمادین حضرت زهرا (س) بدعت نیست           

سئوال وی چنین است: در شام شهادت حضرت زهرا (س) مراسم تشییع نمادین آن حضرت با حمل تابوت و عزاداری - همانند مراسمی که در شهر مقدس قم و با تأیید مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی (ره) - برگزار می شود؛ متأسفانه اخیراً برخی، این عزاداری معنوی را بدعت معرفی می کنند، نظرتان را در مورد برپایی این مراسم مرقوم نمایید.

فتوای پنج مرجع تقلید در پاسخ به این استفتاء چنین است:

آیت الله صافی گلپایگانی:

عمل مذکور بدعت محسوب نمی شود.

آیت الله سیستانی:

بدعت نیست.

آیت الله سبحانی:

بدعت نیست، زیرا نوعی یادآوری خاطرات دخت گرامی پیامبر(ص) است.

آیت الله وحید خراسانی:

برپایی عزاداری برای حضرت صدیقه کبری (س) مستحب و مأجور است؛ وَ مَن یُعَظِّمُ شَعائِرَ الله فَإِنَّها مِن تَقوَی القُلوُب.

آیت الله علوی گرگانی:

برپایی این گونه مجالس، در صورتی که با رعایت شئون معنوی و دینی همراه باشد و موجب آزار عموم مردم نشود، مانعی ندارد و بدعت نیست.

اقامه باشکوه عزای اهل بیت (ع) ضرورت دارد

در روزگاری که دشمنان دین وآئین درپی تضعیف روحیات دینی در میان نسل جوان و آحاد مردم هستند، لزوم برگزاری مراسم های باشکوه معنوی وتأثیرگذاری مانند تشییع نمادین حضرت زهرا (س)احساس می شود وبه جرأت می توان گفت که ضرورت دارد.

در این میان، کسانی که بی محابا درمسائل دینی مانند اینگونه مراسمها اظهار نظر می کنند، باید نظراتشان را بر اساس موازین شرعی و عقلی بیان کنند.

این قبیل افراد نباید تضعیف مراسم عزاداری را که احیا کننده شیعه و از شعائر مذهب امامیّه است، موجب شوند.

به هرتقدیر جا دارد این گونه مراسمهای معنوی، با شکوه هرچه تمامتر برگزار شود؛ چرا که با در نظر گرفتن تأکیدات مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی (ره)، 12 مرجع تقلید جهان تشیع، فتوای تأکیدی در بدعت نبودن تشییع نمادین حضرت زهرا(س) و لزوم برپایی باشکوه این گونه مراسم ها دارند
برچسب‌ها: حضرت زهرا, تشییع جنازه, شام عزا, فتوا

نوشته: واعظ حقوقی در: یکشنبه 1391/02/03 |

 
چرا حضرت زهرا (س) شبانه دفن شد؟ پيوند ثابت

طرح شبهه:

مى‌گويند فاطمه را شبانه دفن کرده‌اند، خوب اين به خاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمى‌خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند.

نقد و بررسي:

دفن شبانه، نماز بدون حضور و اطلاع خليفه، قبر پنهان، اسرارى است كه در درون خود پيام‌ها دارند. درست است كه فاطمه اين چنين خواست و اين گونه وصيت كرد؛ ولى چه اتفاقى افتاده است كه زهرا سلام الله عليها وصيت تاريخي‌اش را با اين در خواست‌ها به پايان مى‌برد؟!! مگر نه اين است كه خشم و ناراحتي‌اش را نسبت به دشمنانش اظهار مى‌كند و در واقع چندين پرسش را در برابر نگاههاى تيز بين مورخان و آيندگان مى‌گذارد تا به پرسند: چرا قبر فاطمه پنهان است؟ و چرا دختر پيامبر شبانه و پنهانى دفن شد؟ و چرا علي عليه السلام بدون اطلاع ابوبكر و عمر بر وى نماز خواند؟ و…


برچسب‌ها: حضرت زهرا, شبهه, دفن, شبانه
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: یکشنبه 1391/02/03 |

 
متن وصیتنامه حضرت زهرا (سلام الله علیها) پيوند ثابت

بسم الله الرحمن الرحیم
هذا ما اوصت به فاطمة(سلام الله علیها) بنت رسول الله(صلی الله علیه و آله)
اوصت و هی تشهد أن لا إله إلا الله و أن محمد(صلی الله علیه و آله) عبده و رسوله
و ان الجنة حق و النار حق و ان الساعة آتیة لاریب فیها و ان الله یبعث من فی القبور
یا علی! انا فاطمة(سلام الله علیها) بنت محمد(صلی الله علیه و آله)
زوجنی الله منک لاکون لک فی الدنیا و الآخرة
انت أولی بی من غیری حنطنی غسلنی کفنی بالیل و صل علی و ادفنی بالیل
و لا تعلم احدا
و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة

به نام خداوند بخشنده مهربان
این وصیت نامه فاطمه(سلام الله علیها) دختر رسول(صلی الله علیه و آله) خداست،
در حالی که وصیت می کند که شهادت می دهم،
خدایی جز خدای یگانه نیست و محمد(صلی الله علیه و آله) بنده و پیامبر اوست
و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و روز قیامت فرا خواهد رسید، شکی در آن نیست
و خداوند مردگان را زنده وارد محشر می کند.
ای علی! من فاطمه(سلام الله علیها) دختر محمد(صلی الله علیه و آله) هستم،
خدا مرا به ازدواج تو درآورد، تا در دنیا و آخرت برای تو باشم.
تو از دیگران بر من سزاوارتری،
حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن
و هیچ کسی را اطلاع نده!
تو را به خدا می سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت سلام و درود می فرستم


برچسب‌ها: حضرت زهرا, وصیت, وصیت نامه
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: یکشنبه 1391/02/03 |

 
چهل حدیث حضرت زهرا (س) پيوند ثابت

1- موقعيت اهل بيت در نزد خدا :
خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به خاطر عظمت و نورش ، هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مى جويد و ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس او و حجّت غيبى و وارث پيامبرانش هستيم.



برچسب‌ها: حدیث, چهل حدیث, حضرت زهرا
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: یکشنبه 1391/02/03 |

 
شهادت حضرت فاطمه زهرا و آغاز دهه ی فاطمیه پيوند ثابت
به روایت سلیم بن قیس

سلیم بن قیس می‌گوید:
از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:
"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.
پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."
پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:
تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت:
ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید. عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.
گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.
به روایت شیخ صدوق

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:
ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:
وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.
پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

روایات درباره سن حضرت زهرا (س)

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

به روایت كتاب روضة الواعظین در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:
هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)
روایت كشف الغمّه

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:
ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.
اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.
پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)
چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.
به روایات دیگربه روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)
بودم.

به روایت مفضلمفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)
حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)
منبع: برگزیده از كتاب جلاءالعیون، علامه محمّدباقر مجلسی /از صفحه (60 تا 73)/  اقتباس: علی لباف /6262

وب سایت خبر آنلاین


برچسب‌ها: حضرت زهرا, امام علی, وصیت, تشییع جنازه, قبرمخفی
ادامه اين مطلب را بخوانيد...

نوشته: واعظ حقوقی در: جمعه 1391/02/01 |

 
توصیه‌های مهم و شنیدنی آیة الله وحید خراسانی پيوند ثابت

آیت الله وحید خراسانی


بسیار روشن است اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود

برخی از فرمایشات ، بسیار جالب است که ادامه بیان می شود :

1- آیت الله وحید خراسانی مکرر و با تاکید به مساله با اهمیت اقامه عزا در روز شهادت و حرکت دسته های عزاداری توصیه فرمودند. بسیار روشن بود اصلی ترین توصیه ایشان توجه به اقامه عزا برای حضرت زهرا سلام الله علیها به صورت دسته جات عزاداری در روز شهادت بود .

2- معظم له در پاسخ به سوالی درباره آغاز و پایان ایام فاطمیه بیان فرمودند که از  روز 13 جمادی الاول شروع می شود تا روز 3 جمادی الثانی که تعطیل است و اوج سوگواری در آن روز است که توجه به آن روز سیره بزرگان از فقهایی همچون میرزای نایینی و مرحوم آخوند خراسانی بوده است .

3- ایشان در ادامه نکته دقیق و ظریفی در تفسیر "بضعة منی" فرمودند که "پاره تن" از اغلاط است. بضعه در این جا یعنی پاره ای از وجود عقل کل و کل عقل. یعنی پاره ای از علم او، پاره ای از نور و مقام او، پاره ای از عصمت و قدسیّت او و بالاخره پاره ای از عقل کل و کلّ عقل.

همچنین فرمودند در روز قیامت که یوم الحسره و روز افسوس و پشیمانی است، همه آنها که مسیری جز مسیر اهل بیت را برگزیدند، انگشت ندامت خواهند گزید و آرزو می کنند که ای کاش از مدت عمر خود برای خدمت به آستان ائمه طاهرین به خصوص مادر مظلومه شان بهره می بردند.

ایشان با تاکید فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم ، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام مسئولیم

4- معظم له با توجه به نقش هویتی مناسبت ها ، کنار محرم و صفر به اقامه عزا در 3 روز مهم در طول سال تاکید داشتند: شهادت حضرت صدیقه، شهادت حضرت امیر و شهادت حضرت صادق علیهم السلام .

5- همچنین ایشان با تاکید فرمودند حفظ نظام از اوجب واجبات است نه برای امروز که ما هستیم، برای همیشه تا روزی که این پرچم به دست امام زمان ارواحنافداه برسد و ما همه در قبال اهل بیت علیهم السلام  مسئولیم .

اما در پایان این دیدار صمیمانه 2 توصیه برای عموم مردم بیان فرمودند:

اول: تلاوت روزانه سوره یاسین و هدیه کردن ثواب آن به حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) .

دوم: آغاز ختم قرآن  به صورت روزانه به هر میزان که میسر است و هدیه کردن آن به امام عصر علیه السلام . که بر اساس حدیث صحیح و معتبری بشارت داده شده که کسی که چنین هدیه ای به امام زمان علیه السلام می دهد  (و هو معه)یعنی به مقام معیت با آن بزرگوار می رسد .

    

در پایان آیت الله وحید از همگان خواستند تا با بزرگداشت این ایام حزن و ماتم ، زمینه جلب عنایات حضرت بقیة الله به کشور را فراهم آورند .

                                                                                                                                           علی رضا مهدوی

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


برچسب‌ها: حضرت زهرا, آیت الله وحید, یوم الحسره

نوشته: واعظ حقوقی در: پنجشنبه 1391/01/31 |

 
فاطمه زهرا (س) همتای قرآن كريم پيوند ثابت

نوشته: واعظ حقوقی در: چهارشنبه 1391/01/30 |

 
آرشيو مطالب پيشين:
عالمی که آینده رضاخان را پیش‌بینی کرد
آیا نام علی (ع) در قرآن آمده است؟
آیا «ابن‌ملجم» یهودی بود؟
تشرف راننده کامیون به محضر امام مهدی(عج)
داستان خوابی که در آن امیرالمؤمنین(ع) شیخ عباس قمی را در آغوش می‌گیرد
وقتی پیامبر(ص) در قبر همسرش خوابید
گناه از منظر آیت‌الله بهاءالدینی/ راه سعادت از زبان آیت‌الله بهجت
حکایتی عجیب از شیخ نخودکی منبر
ماجرای قابله و آخوند خراسانی/ ویژگی عالمان دنیاپرست
دعایی که از تعجیل در فرج مهمتر است/ شب قدر چگونه دعا کنیم
آرشيو كامل
 

No Image
No Image No Image No Image
 
 
 

درباره ما


    به وبلاگ اینجانب خوش آمدید مطالب آن در خصوص به کار گرفتن در امر تبلیغ ومنبر و افزایش اطلاعات عمومی کاربران می باشد عزیزان می توانند با ذکر منبع از آن استفاده کنند التماس دعا دارم تقاضا دارم نظرات خودرا برای بهتر شدن ورفع نواقصی وبلاگ اطلاع دهند

لينك دوستان

لينك هاي روزانه

توضيحات

No Image No Image